رک پلاس گوناگون کدخبر: 62327 ارسال پرینت 8

رکنا: رسیدگی به 4 هزار پرونده قتل در کارنامه 44 ساله قضاوت رقم چشمگیری است و می‌تواند یک رکورد به حساب بیاید.قاضی نورالله عزیزمحمدی تا چند ماه پیش پشت میز قضاوت بود و حالا تصمیم دارد به کارهای عقب‌افتاده در زندگی خانوادگی‌اش برسد.سربلندی در جایگاه پرمسئولیت قضاوت یکی از افتخارات این قاضی کارکشته است. اما اوج شخصیت وی وقتی به تصویر کشیده شد که پدرش به قتل رسید و این بار قاضی عزیزمحمدی در جایگاه اولیای دم پیش روی قضات جنایی دیگر ایستاد و در همان صحن دادگاه قاتل پدر را مورد عفو و بخشش خود قرار داد.خودش می‌گوید در 44 سال گذشته بیش از چهار هزار پرونده قتل را رسیدگی کرده است.

چه شد که وارد عرصه قضاوت شدید؟
حقوق و قضاوت ابتدا رشته تحصیلی‌ام بود و بعد با عشق و علاقه‌ای که به شغل قضاوت داشتم، وارد دستگاه قضایی شدم.
مشوق داشتید؟
نه تنها علاقه و تلاش خودم بود، آن زمان افراد تحصیلکرده در خانواده‌ها کم بودند.
چند سال سابقه قضاوت دارید؟
44 سال در دستگاه قضایی خدمت کرده‌ام.
آیا قبل از دادگاه‌های کیفری به پرونده‌های جنایی رسیدگی می‌کردید؟
ابتدا قاضی دادگاه بافت شدم و بعد از 2 سال خدمت به عنوان دادرس در دادگاه بخش بافت کرمان به پرونده‌های قتل رسیدگی می‌کردم.
آیا تا به حال پرونده‌ای داشته‌اید که قاتل شخص دیگری بوده و شخص بی‌گناهی مدت زیادی پشت میله‌های زندان بسر برده باشد؟
بله، سال 78 رئیس دادگاه تجدیدنظر تهران بودم که به پیشنهاد رئیس دادگستری استان مأمور به خدمت در مجتمع قضایی محلاتی شدم تا به پرونده‌های قدیمی سر و سامان بدهم. در این میان چندین پرونه قتل هم وجود داشت. یکی از این پرونده‌ها مربوط به متهم به قتل 26 ساله‌ای بود که 12 سال از عمرش را پشت میله‌های زندان سپری کرده بود. زمانی که این پرونده جنایی را مورد بررسی قرار دادم، دیدم هیچ مدرک قانونی‌ای مبنی‌بر این که این جوان قاتل است، وجود ندارد. بلافاصله خانواده مقتول را احضار کردم و با تشکیل دادگاه و برگزاری مراسم قسامه حکم برائت جوان بی‌گناه را صادر کردم و همان لحظه نامه‌ای به زندان نوشتم که آن جوان را آزاد کنند. خیلی جالب بود که این جوان حاضر نشد زندان را ترک کند چرا که گفته بود سرپناهی برای زندگی ندارد. خلاصه مقدماتی را فراهم کردیم و این جوان بی‌گناه از زندان آزاد شد و فردای آن روز با یک جعبه شیرینی برای تشکر و قدردانی به شعبه‌ام آمد. وقتی خوشحالی وی را دیدم، اشک در چشمانم حلقه زد. علاوه‌بر این، دو مورد مشابه دیگری نیز بود که پس از مطالعه پرونده، دو بی‌گناه دیگر را نیز آزاد کردم. یکی از دلایلی که باعث شد من در مسیر پرونده‌های جنایی قرار بگیرم، همین پرونده‌های افراد بی‌گناهی بود که در زندان گرفتار شده بودند.
آیا برایتان پیش آمده متهمی را به قصاص محکوم کرده باشید و بعد به مرگ تهدید شوید؟
به هیچ عنوان کسی مرا به مرگ تهدید نکرده است و حتی در خیابان با دو تا سه نفر از محکومان به قصاص روبه‌رو شدم با من برخورد بسیار خوبی داشتند.
از چه سالی به صورت تخصصی به پرونده‌های قتل رسیدگی کردید؟
سال 81 وارد دادگاه‌های کیفری شدم و به پرونده‌های جنایی رسیدگی کردم. البته قبل از وارد شدن به دادگاه جنایی نیز من به پرونده‌های قتل رسیدگی می‌کردم.
نخستین پرونده جنایی‌ای را که رسیدگی کردید، به خاطر می‌آورید؟
سال 1351 در شهرستان بافت جانشین بازپرس بودم که یک مرد به بهانه واهی در شب عروسی‌اش، همسرش را خفه کرده و من این پرونده را رسیدگی کردم.
با توجه به سابقه‌ای که در پرونده‌های جنایی و دستگاه قضایی دارید، بهترین راهکار برای کاهش قتل چیست؟
باید مسئولان مربوط با ایجاد اشتغال مسیر زندگی را برای جوانان جامعه مهیا کنند تا فقر و بیکاری ریشه‌کن شود. چرا که سرمنشأ بیشتر جنایات ریشه در فقر و بیکاری دارد.
آیا پیش آمده که در روند رسیدگی به پرونده‌های جنایی تحت تأثیر قرار بگیرید؟
تا جایی که مربوط به حق خصوصی ولی دم است، اصلاً نمی‌توان تحت تأثیر قرار گرفت. زمانی که ولی دم اعلام گذشت کرد چون جنبه عمومی جرم پیش می‌آید، آنجاست که در محدوده قانونی می‌توان به متهم کمک کرد و تا جایی که جامعه اقتضا کرده، من به آنان کمک کرده‌ام.
مهم‌ترین پرونده‌ای که رسیدگی کرده‌اید، چه پرونده‌ای است؟
همه پرونده‌ها مهم هستند چرا که بحث احقاق حق در آنها مطرح است.
مهم‌ترین آنها؟
سال 81 بود که براثر اشتباه کوچک زنی اعضای یک خانواده به جان هم افتادند و چهار نفر کشته شدند. از همین خانواده سه نفر هم به خاطر قتل به اعدام و بقیه اعضای خانواده به حبس‌های طولانی مدت محکوم شدند.
شما را در مطبوعات و دستگاه قضایی کشور به عنوان رکورددار حکم می‌شناسند. تا به امروز به چند پرونده رسیدگی کرده‌اید؟
بیش از 4 هزار تا پرونده جنایی را رسیدگی کرده‌ام.
اگر در مقام قانونگذار بودید، کدام موارد قانونی را حذف می‌کردید؟
الان قوانین ما به ظاهر اشکالی ندارند. اما ما قضات در عمل به هر ماده قانونی با مشکلات زیادی روبه‌رو هستیم، کتابی در این زمینه نوشته‌ام به نام قانون مجازات اسلامی در رابطه با قتل که تفاوت بین تئوری و عمل را به صراحت آورده‌ام و بزودی در دسترس عموم جامعه قرار می‌گیرد و در آن به ابهامات و اشکالات موارد قانونی اشاره کرده‌ام.
آیا رسیدگی به پرونده‌های جنایی، زندگی خصوصی شما را تحت تأثیر قرار داده است؟
به هیچ عنوان.
همسر با سابقه‌ترین قاضی پرونده‌های جنجالی قتل ایران در این لحظه از مصاحبه گفت: آنقدر عاشق هم هستیم که در مدت 42 سال زندگی مشترک تا به امروز به یکدیگر هیچ بی‌احترامی نکردیم.
تا به حال برای کدام خانواده قربانی دلتان سوخته است؟
نمی‌توانم به پرونده خاصی اشاره کنم. اما به طور کلی اگر قربانی فرزند صغیر داشت و وقتی می‌دیدم هیچ منبع درآمدی ندارند خیلی ناراحت می‌شدم و سعی می‌کردم به یک شکلی زمینه را برای صلح و سازش و اخذ دیه فراهم کنم تا آینده بچه‌های صغیر تضمین شود.
انگیره بیشتر متهمانی که دست به جنایت می‌زنند چیست؟
زمینه‌های مالی، بیکاری، اختلاف حساب و حتی در پرونده‌های ناموسی هم وقتی به عمق ماجرا وارد می‌شدیم، می‌دیدیم، ریشه در فقر و نداری است.
چه پیشنهادی دارید؟
ما همیشه گفتیم زمانی که سن جنایت پایین می‌آید دلیل آن است که جنایتکار سرگرمی‌ای ندارد، یعنی مسئولان باید به فکر ایجاد اشتغال باشند؛ وقتی در جامعه‌ای فرهنگ‌سازی وجود نداشته باشد، نتیجه همین است.
چه شد که 44 سال در دستگاه قضایی ماندگار شدید؟
ابتدا خواست خدا بود؛ چرا که من عاشق خدمت به مردم هستم و احقاق حق مظلوم و جلوگیری از اجحاف به متهم و عشق و علاقه به کار قضاوت.
چرا بعد از این همه سال، تصمیم گرفتید که از کار قضاوت کناره بگیرید؟
من این سال‌ها صادقانه خدمت کردم. هنوز وسیله‌ای برای رفت و آمد از خودم ندارم. الان همسرم برای خرید از آژانس استفاده می‌کند. وقتی دیدم هنوز از یک زندگی ساده برخوردار نیستم فکر کردم اگر چند سال دیگر هم ادامه بدهم نتیجه همین خواهد بود که تصورم این است مسیر زندگی خود را تغییر بدهم شاید اتفاق خوبی بیفتد.
شاید کمتر شاهد باشیم که پدر یکی از قضات جنایی به قتل برسد و این حادثه تلخ برای شما رخ داده است. چه نظری دارید؟
شاید یک امتحان الهی بود!
از چه منظر؟
در بیشتر پرونده‌های قتل من به عنوان قاضی انتظار دارم خانواده مقتول گذشت کنند و این درحالی بود که هیچ‌گاه در جایگاه آنها نبودم. می‌دانستم کار سختی است اما اصلاً نمی‌توانستم بدانم در گذشت و بخشش و نجات یک قاتل از قصاص چه لذتی نهفته است.
و شما قاتل پدرتان را بخشیدید؟
بله، سخت بود. غم از دست دادن پدر بسیار سنگین است اما از وقتی قاتل را بخشیدم احساس خوبی پیدا کردم و فهمیدم چرا می‌گویند در بخشش لذتی است که در قصاص نیست!
تصور می‌کردید روزی چنین اتفاقی برای بستگان درجه یک شما بیفتد؟
اصلاً و هنوز هم باور ندارم.
تا به حال پیشنهاد رشوه داشتید؟
بسیار. اما بصورت غیرمستقیم از گوشه و کنار بعضی مواقع مسائلی بازگو می‌شدند. اما خدا را شکر اجازه ندادم پول حرام وارد زندگی‌ام شود. می‌توانید از دادگستری بپرسید.
به چه ورزشی علاقه‌مند هستید؟
همه ورزش‌ها را دوست دارم. اما در دوره جوانی فوتبال بازی می‌کردم و شنا را دوست دارم.
چند نوه دارید؟
دو نوه دختری دارم.
کدام یک از نوه‌هایتان را بیشتر دوست دارید؟
همه نوه‌هایم. نوه‌هایم اگر گریه کنند دوست داشتنی نیستند اما گریه نکنند خیلی دوست داشتنی
می‌شوند.

منبع: شوک/ ویژه نامه نوروزی ایران



ارسال نظر