پرونده کدخبر: 21183 ارسال پرینت 14

رکنا: مرد جوان که مقابل چشمان دو فرزندش همسر خود را را در دنیای بدبینی به قتل رسانده بود با اصرار آنها به قصاص محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما، احمد 45ساله بیست و هفتم آبان 93 همسر 40ساله اش به نام فاطمه را در خانه شان در جاده قم با ضربات چاقو کشت و سپس با پلیس تماس گرفت. این مرد دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی امین مقدم زهرا و با حضور دو قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد و وقتی با درخواست دختر و پسرش مبنی بر قصاص روبه رو شد فقط سکوت کرد.

این مرد در تشریح جزییات ماجرا گفت: من به رفتارهای زنم مشکوک بودم. ازپنج سال پیش وقتی در یک تصادف رانندگی کمرم شکست و خانه نشین شدم رابطه همسرم با من بد شد. من گمان می کردم با کسی در ارتباط است به همین خاطر وقتی که او خواب بود با چاقوی آشپزخانه بالای سرش رفتم و چند ضربه به گردن و پهلویش زدم.

وی در حالی که سرش را پایین انداخته بود ادامه داد: باور کنید خودم هم نمی دانم چرا دست به این قتل زدم و حالا پشیمانم.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و احمد را به قصاص محکوم کرد.

گفت و گو اختصاصی با متهم

چقدر درس خوانده ای؟

تا پنجم دبستان درس خوانده ام.

سابقه داری؟

قبلا یکبار به جرم شرب خمر بازداشت شدم.

به مواد مخدر هم اعتیاد داشتی؟

بعد از تصادف رانندگی و شکستن مهره های کمرم به پیشنهاد دوستانم تریاک می کشیدم و چند بار هم شیشه مصرف کردم. اما وقتی همسرم را کشتم یک سال بود که مواد را ترک کرده بودم.

قبل از اینکه خانه نشین شوی چه کار می کردی؟

در پمپ بنزینی در جاده قم کارگر بودم اما بعد از تصادف ماهها در خانه نشستم . بعد از آن پسرم را همراه خودم به پمپ بنزین می بردم تا بتوانم مخرج زندگی مان را تامین کنم.

چه رفتاری از همسرت دیدی که به او مشکوک شدی؟

زمانی که در خانه بودم می دیدم با تلفن صحبت می کند

در این باره با او حرفی نزدی؟

به او گفتم می خواهم طلاقش دهم اما جوابم را نداد.

چرا همسرت ر ا مقابل چشمان فرزندانت کشتی؟

نمی دانم. ظهر بود که همسر و فرزندانم خواب بودند. من چاقو آشپزخانه را برداشتم و چند ضربه به همسرم زدم. پسر و دخترم وقتی از خواب بیدار شدند شوکه بودند و گریه می کردند. من هم ضربات بعدی را زدم تا همسرم جان داد.

فرزندانت در ان لحظه چه کار می کردند؟

انها فکر می کردند مادرشان زخمی شده. مدام او را صدا می زدند تا اینکه خودم با پلیس تماس گرفتم.

می دانی چه حکمی در انتظارت است؟

وقتی فرزندانم به مرگم راضی هستند من هم برای اعدام اماده ام .

گفت و گو اختصاصی با پسر قربانی

چند سال داری؟

21ساله ام.

چقدر درس خوانده ای؟

دیپلم نقشه کشی دارم. می خواستم درسم را ادامه دهم که پدرم تصادف کرد و من مجبور شدم همراه او برای کار به پمپ بنزین بروم.

حالا شغلت چیست؟

حالا هم در همان پمپ بنزین کار می کنم.

خواهرت چه کار می کند؟

او کلاس ششم است. چون از صبح زود سر کار می روم خواهرم را در خانه خاله ام می گذارم تا از او مراقبت کند. خودم هم شبها به انجا می روم و خواهرم را می بینم.

اگر حکم قصاص اجرا شود تو و خواهرت چه کار می کنید؟

خواهرم غیر از من کسی را ندارم. می خواهم کفالت او را قبول کنم. من حتی نمی دانم چه طور باید دنبال معافیت سربازی بروم.اما اگر بتوانم معافیت سربازی بگیرم یک خانه اجاره می کنم و همانجا با خواهرم زندگی می کنیم.مرگ مادرمان تاثیر بدی در روحیه خواهرم گذاشته است.او خیلی شبها کابوس می بیند و در خواب گریه می کند.

او را پیش روان شناس یا روان پزشک نبرده ای؟

ما به سختی زندگی مان را می گذرانیم. پول ویزیت دکتر نداریم.

چرا برای پدرت درخواست قصاص داری؟

چون پدرم مادرم را بی گناه کشت. مادرم حتی سواد نداشت که بتواند از گوشی موبایل شماره ای بگیرد اما پدرم به دروغ می گوید او با افراد غریبه ارتباط داشت و با آنها تلفنی صحبت می کرد. مادرم حتی از خانه بیرون هم نمی رفت.

پس چرا پدرت او را کشت؟

پدرم تحت تاثیر مصرف مواد مخدر به همه بدبین شده بود.ما حتی به زود یکبار هم او را به کمپ ترک اعتیاد بردیم و بستری کردیم اما فایده ای نداشت.



خبرهای تصادفی

ارسال نظر