پرونده کدخبر: 87468 ارسال پرینت 16

رکنا: جوان 32ساله ای که پدرش را با وارد آوردن بیش از 50 ضربه چاقو داخل خودروی شاسی بلند، به قتل رسانده بود و سعی می کرد با ماجرای ساختگی «حمله دزد نقابدار» مسیر پرونده جنایی را به انحراف بکشاند، دقایقی پس از ارتکاب قتل وقتی در برابر سوالات تخصصی به تناقض گویی افتاد، به دستور قاضی ویژه قتل عمد بازداشت شد و به قتل فجیع پدرش اعتراف کرد.

عقربه های ساعت به نیمه شب چهارشنبه گذشته نزدیک می شد که جوان خون آلودی از خودروی شاسی بلند کیا در بولوارالهیه مشهد بیرون پرید و فریاد زد: «پدرم را چاقو زدند!» با فریادهای دلخراش این جوان 32ساله، تعداد زیادی از شهروندان اطراف این خودرو تجمع کردند و برخی از آنان با اورژانس و پلیس تماس گرفتند.

وقتی نیروهای امدادی به محل رسیدند، مشاهده کردند که مرد 61ساله علایم حیاتی ندارد و خون زیادی داخل خودرو ریخته شده است. در حالی که مأموران اورژانس، جوان زخمی را به بیمارستان طالقانی منتقل کرده بودند، قاضی ویژه قتل عمد به همراه کارآگاهان اداره جنایی و عامل بررسی صحنه جرم در محل وقوع جنایت، در الهیه حضور یافت و بدین ترتیب، تحقیقات قضایی - پلیسی در این باره آغاز شد. دکترناصر غروبی و دکتررضازاده (پزشکان قانونی) که به درخواست مقام قضایی در محل حضور داشتند، وارد آوردن 31ضربه عمیق چاقو بر پیکر مقتول را تأیید کردند. این در حالی بود که پزشکان آثار دیگر جراحت را ناشی از مقاومت و دفاع مقتول در برابر قاتل تشخیص دادند. وقتی مأموران عنوان کردند که جوان همراه مقتول از ناحیه دست دچار جراحت های شدیدی شده است ، بلافاصله قاضی حسینی دستور داد تا این جوان قبل از بررسی های پزشکی، مورد اعمال جراحی در بیمارستان قرار نگیرد. در پی صدور این دستور تلفنی، قاضی ویژه قتل عمد به همراه کارآگاهان عازم مرکز درمانی شد، اما جوان خون آلود تأکید کرد که مورد «حمله دزد نقابدار» قرار گرفته اند و کیف محتوی مدارک و مقداری وجه نقد او نیز به سرقت رفته است.

وی در تشریح ماجرا گفت: به همراه پدرم به خانه عمه ام رفته بودیم تا پدرم بخیه های دندان عمه ام را بکشد. حدود ساعت 23 شب از آن جا خارج شدیم اما ناگهان دزدی که از قبل وارد خودرو شده بود، بیرون آمد و با چاقو ضرباتی را به پدرم زد. من هم که مقاومت کردم زخمی شدم. او سپس کیف دستی مرا برداشت و فرار کرد. در همین حال مقام قضایی از دکترغروبی خواست تا زخم های ایجاد شده روی دست این جوان را مورد معاینات پزشکی قرار دهد.

لحظاتی بعد وقتی پزشکان قانونی در اظهارنظری کتبی اعلام کردند که آثار روی دست جوان 32ساله «خودزنی» است، این پرونده جنایی وارد مرحله جدیدی شد. قاضی سیدجواد حسینی که به پسر مقتول مشکوک شده بود، سوالات فنی و تخصصی را آغاز کرد.

این در حالی بود که اولیای دم از وضعیت به وجود آمده نگران بودند و فرزند مقتول را بی گناه می دانستند. آن ها می گفتند: این جوان حتی جرأت تزریق آمپول را ندارد، چگونه ممکن است دست به چنین جنایتی بزند؟! اما شواهد امر حکایت از ماجرای دیگری داشت، تا این که قاضی پرسید: اگر دزد را ببینی او را می شناسی؟ پسر مقتول پاسخ داد: نه! او چهره اش را کاملا پوشانده بود! حتی اگر دستگیر هم شود او را نمی شناسم! این گزارش حاکی است: چند دقیقه بعد و در حالی که سوالات انحرافی مقام قضایی و کارآگاهان از وی ادامه داشت، ناگهان قاضی حسینی سوال کرد: «دزد ریش داشت یا ته ریش؟!» جوان زخمی که در میان سوالات انحرافی دست و پایش را گم کرده بود، گفت: نه، ریش کمی داشت!! با گفتن این جمله، قاضی ویژه قتل عمد دستور بازداشت وی را صادر کرد و ادامه داد: شما که گفتید «دزد چهره اش را پوشانده بود!!» سکوت متهم و تناقض گویی او در برابر دیگر سوالات، مشخص می کرد که جوان مذکور در ارتکاب قتل نقش دارد.

بنابراین وی پس از اقدامات اولیه درمانی به اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی هدایت شد و شبانه مورد بازجویی های فنی قرار گرفت. با توجه به اهمیت حساسیت موضوع، سرهنگ حمید رزمخواه (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) از کارآگاه خواست تا بازجویی های خود را با راهنمایی های قضایی ادامه دهد.

بنابراین گزارش، در حالی که لامپ های برق منازل شهر یکی پس از دیگری روشن می شد و ساعتی بیشتر به اذان صبح باقی نمانده بود، جوان 32ساله لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناک را فاش کرد. او که حتی درباره نوع کلاهی که «دزد خیالی» به سر داشت، به تناقض گویی پرداخته بود، این بار با بیان این که ماجرای «حمله دزد نقابدار» ساختگی است، گفت: نقشه قتل پدرم را از حدود 8روز قبل کشیده بودم، البته او همه نوع امکانات رفاهی برایم فراهم کرده بود، حتی یک واحد آپارتمانی و خودروی شاسی بلند برایم خرید، اما پدرم معامله ای با یکی از دوستانش انجام داده بود چک 120میلیونی دست دوستش بود.

من نزد «دکتر» (دوست مقتول) رفتم و از او خواستم 60میلیون به من بدهد اما پدرم متوجه نشود. به او گفتم یک ماه دیگر این مبلغ را باز می گردانم چرا که اگر پدرم متوجه می شد ممکن بود مرا دعوا کند! وقتی در این کار موفق نشدم، تصمیم به قتل پدرم گرفتم. شب که از منزل عمه ام بازگشتیم، به بهانه پمپ بنزین، او را به بولوار معلم کشاندم و در کوچه پشت جایگاه سوخت او را با ضربات چاقو به قتل رساندم و سپس دستان خودم را هم زخمی کردم. بعد از آن هم چاقو، تبرزین و دیگر لوازم را داخل کیف دستی ام گذاشتم و بیرون انداختم تا این که در بولوار الهیه خودرو را متوقف کردم تا نقشه ساختگی حمله دزد نقابدار را اثبات کنم ولی فکر نمی کردم به همین راحتی مورد ظن قاضی قرار بگیرم.

قاضی ویژه قتل عمد پس از اعترافات صریح متهم و با قدردانی از رئیس پلیس آگاهی و کارآگاهان اداره جنایی که تا صبح و به صورت میدانی در کشف جرم تلاش کردند، گفت: متهم مذکور با صدور قرار بازداشت موقت در اختیار کارآگاهان قرار گرفت تا زوایای پنهان دیگر این پرونده جنایی روشن شود. قاضی حسینی همچنین به نقش اساسی پزشکان قانونی در کشف سریع این پرونده جنایی نیز اشاره کرد و گفت: تجربه و تخصص پزشکان و همچنین عملکرد سریع عوامل بررسی صحنه جرم موجب شد تا گره کور این پرونده در همان دقایق اولیه و قبل از آن که جراحت های روی دست متهم مورد اعمال جراحی قرار گیرد، گشوده شود.

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی نیز گفت: بلافاصله بعد از اعلام وقوع این جنایت و با صدور دستور قضایی، کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی به سرپرستی سرهنگ غلامی ثانی، فعالیت های اطلاعاتی و پلیسی خود رادر کنار مقام قضایی آغاز کردند و ساعتی بعد هم عامل این قتل فجیع اعتراف کرد چرا که متهم با وجود آن که نقشه ای ماهرانه طراحی کرده بود، در همان مراحل اولیه بازجویی نتوانست در برابر سوالات فنی و تخصصی قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان دوام بیاورد و ساعتی بعد در پلیس آگاهی خراسان رضوی به قتل پدر ش با انگیزه مالی اعتراف کرد.



ارسال نظر