اقتصادی کدخبر: 240573 ارسال پرینت 81

رکنا:در این چند سال اخیر موج بیکاری در میان قشر جوان و حتی تحصیلکرده کشور، آن‌ها را به سمت مشاغلی سوق داده که نیاز به سرمایه اولیه کلان نداشته و درآمد حاصل از این کار هم به زمان مشخصی نیازمند نباشد.به عبارتی مشاغل کاذبی که نه نیاز به تخصص و تحصیلات خاصی دارد و نه گرفتن مجوز و پرداخت عوارض و مالیات را می‌طلبد. دست‌فروشی یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالیت‌های بازار مشاغل کاذب است.

معمولا محل کسب وکار دست‌فروش‌ها کنارگذر خیابان‌ها و اتوبوس‌ها است، هرچند که در این 10 سال اخیر مترو هم به مکان‌های دست‌فروشی‌ افزوده شده است. برای بررسی بیشتر پدیده دست‌فروشی به چهارراه ولیعصر(عج)، یکی از تقاطع‌های اصلی شهر تهران رفتم که گذر سال‌ها، این چهارراه را به یکی از شلوغ‌ترین معابر شهری تبدیل کرده است. روزانه بیش از سه میلیون نفر دانشجو، دانش‌آموز،کارمند و کاسب به دلیل وجود تئاترشهر و پارک دانشجو و اولین بازارکامپیوتر ایران، در این چهارراه تردد می‌کنند. به همین دلیل چهارراه ولیعصر یکی از مکان‌های بسیار خوب برای دست‌فروشی است. هر روز افرادی در پیاده‌رو تقاطع خیابان ولیعصر با انقلاب‌شرق بساط می‌کنند که بیشتر اجناس کم وزن مثل زیورآلات، عود، کلاه و... می‌فروشند و مشتریان خاص خود را هم دارند. به بهانه خرید زیورآلات به سمت یکی از این دست‌فروش‌های قدیمی چهارراه ولیعصر رفته و در حین خرید دلیل انتخاب چهارراه ولیعصر را برای دست‌فروشی پرسیدم که در جواب سوالم گفت: «چهارراه ولیعصر یکی از نوستال‍ژیک‌ترین خیابان‌های شهر تهران است که بسیاری از جوان‌های دهه 50 از این خیابان و تجمع‌های گاه و بیگاه آن خاطره دارند. قبل از انقلاب ۱۳۵۷ چهارراه پهلوی و بعد از آن طی مدت کوتاهی چهارراه مصدق نام داشت،که در حال حاضر همه آن را به نام چهارراه ولیعصر می‌شناسند. چند سالی است که به دلیل بیکاری در اینجا بساط دارم. این دست‌فروش، ادامه داد: یکی از دوستانم بازنشسته است که با وجود سن و سال بالا به ناچار با اندک سرمایه خود دست‌فروشی می‌کند تا کمک‌هزینه‌ای برای مابه‌التفاوت هزینه‌های زندگی و حقوقی که از صندوق‎های بازنشستگی دریافت می‌کند‌، باشد.
چند متر بالاتر به سمت دست‌فروش دیگری که تعداد گردنبندهای داخل بساطش کم اما گران‌قیمت بود رفتم. این دست‌فروش، گفت: گردنبندهای من کار دست است چون سرمایه کافی برای تهیه یک مکان ثابت نداشتم. به همین دلیل گردنبندها را در منزل درست کرده و با قیمت 15 تا 30 هزار تومان می‌فروشم. مدل چینی این گردنبندها با قیمت پایین‌تر سر چهارراه فروخته می‌شود اما کیفیت جنس چینی به پای کیفیت گردنبندهای تولید داخلی نمی‌رسد. معمولا از ساعت پنج بعد ازظهر به بعد اینجا هستم که مشتریان خاص خود را هم دارم.
ضرب و شتم دست‌فروش‌ها
دعوای دست‌فروش‌ها با ماموران شهرداری قصه‌ای قدیمی است. به همین منظور دست‌فروش‌ها اطلاعات دقیق و روشنی از وضعیت فعلی کار خود از جمله نحوه برخورد با ماموران شهرداری نمی‌دهند. به سمت دست‌فروش دیگری رفتم. درحین دیدن اجناس رو به فروشنده کردم و به ناچار،گفتم: یکی از دوستانم دانشجوی سال اول دانشگاه است و برای تامین هزینه‌های زندگی نیاز مالی شدیدی دارد. انواعی از زیورآلات و گردنبند درست می‌کند، اما مکانی برای فروختن ندارد. می‌تواند در چهارراه بساط کند؟ دست‌فروش،گفت: درحال حاضر دانشجوی ترم چهارم دانشگاه آزاد هستم که به دلیل برگزاری کلاس در ایام هفته نمی‌توانم به صورت تمام وقت در شرکت یا اداره‌ای مشغول به کار شوم. درشرکت‌ها باید روزی شش تا هشت ساعت کار کرد که با توجه به کسری ساعت، ماهانه 700 تا 800 هزار تومان حقوق می‌دهند. این میزان حقوق به هیچ عنوان پاسخگوی هزینه‌های دانشگاه و زندگی‌ام نیست. برای همین دست‌فروشی می‌کنم. بهتر است دوست‌تان دنبال دست‌فروشی نباشد چون دست‌فروشی شغل مورد علاقه من نیست بدون شک بعد از فارغ التحصیلی در یک شرکت یا اداره‌ای مشغول به کار می‌شوم. شغل دست‌فروشی همانند سایر مشاغل سخت مشکلات خود را دارد. علاوه بر ماموران شهرداری، دست‌فروش‌های قدیمی چهارراه اجازه ورود دست‌فروش جدید به این منطقه را نمی‌دهند. حتی ممکن است به ضرب وشتم ختم شود مگر اینکه از رییس دست‌فروش‌های چهار راه اجازه بگیرد و او هم به سایر دست‌فروش‌ها اعلام کند که با اجازه در اینجا بساط کرده است. اما بساط نکند بهتر است چون دست‌فروش‌های قدیمی اجازه کار نخواهند داد. او، در پاسخ به این سوالم که آیا ماموران شهرداری اجناس دست‌فروش‌هارا ضبط کرده و حتی کتک هم می‌زنند، ادامه داد: ماموران شهرداری بساط دست‌فروش‌ها را جمع نمی‌کنند مگر اینکه دست‌فروش‌ها پول ندهند.باید روزانه 10 هزار تومان به ‌عنوان اجاره به ماموران شهرداری داده شود. او، در پاسخ به این سوالم که پس هزینه اجاره معابر آن‌قدر هم زیاد نیست،گفت: روزانه بین 30 تا 50 هزار تومان درآمد دارم که ماهانه بین 300 تا 400 هزار تومان باید به شهرداری پرداخت کنم. البته میزان فروش در ماه‌های بهمن و اسفند یعنی نزدیک ایام عید نوروز خوب است اما در روزهایی که برف و باران می‌بارد چون سقفی نداریم، حجم فروش بسیار پایین است.


سود میلیاردی شهرداری

با یک حساب سرانگشتی اگر هر دست‌فروش روزی 30 تا 50 هزار تومان کسب درآمد کند، درآمد ماهانه او بین 900 هزار تا یک میلیون و 500 هزار تومان خواهد بود که با کسر 300 هزار تومان به عنوان اجاره بهای معابر، 600 هزار تا یک میلیون و 200 هزار تومان درآمد خالص او است که این میزان حقوق با توجه به کار طاقت‌فرسای دست‌فروشی و نرخ تورم، حقوق بالایی به شمار نمی‌رود اما به گفته خود دست‌فروش‌ها، شهرداری روزانه از هر دست‌فروش 10 هزار تومان برای اجازه کار دریافت می‌کند که با توجه به تعداد بی‌شمار دست‌فروش‌ها در کلان‌شهر تهران، درآمد ماهانه شهرداری از دست‌فروش‌ها میلیاردی خواهد بود به طوری که اگر تعداد دست‌فروش‌ها در چهارراه ولیعصر حدود 100 نفر باشد، شهرداری ماهانه 30 میلیون تومان تنها از چهارراه ولیعصر کسب درآمد می‌کند. همیشه دلیل جنگ ماموران شهرداری با دست‌فروش‌ها این است که آن‌ها چهره شهر را زشت کرده‌اند و برای مردم مزاحمت ایجاد می‌کنند و به عبارتی سد معبر هستند اما براساس شواهد موجود، آن‌طور که باید و شاید دست‌فروش‌ها سد معبر نیستند و زشت کردن چهره شهر از سوی آن‌ها، کم سود و منفعت برای شهرداری نبوده است!
مغازه‌دارها؛ علل اصلی رشد دست‌فروش‌ها
متاسفانه ایران از نظر نرخ بیکاری جزو پنج کشور اول جهان است،بنابراین بخش مهمی از پدیده گسترش روز افزون دست‌فروشی، ناشی از گسترش لشکر بیکاران درکشور است.
اگر تا چند سال پیش دست‌فروشی تنها شغل اقشار نیازمند و ضعیف جامعه بود، در چند سال اخیر این شغل تبدیل به یکی از انتخاب‌های اصلی کسب درآمد جوان‌های امروزی به‌خصوص دانشجویان شده است تا براساس نوع علاقه‌ خود، کاسبی را در این شغل با اجناس مختلف و یا کارهای دست‌ساز امتحان کنند. درحال حاضر کارفرماها بیشترین سود را برای خود برمی‌دارند و کمترین سود و بیشترین زحمت را به کارگرشان می‌دهندکه این امر باعث گرایش جوانان امروزی به پدیده دست‌فروشی شده است. دست‌فروش‌ها دیگر رقیب مغازه‌دارها نیستند زیرا مغازه‌ها چندین برابر دست‌فروش‌ها جنس با تنوع بالا دارند اما در حال حاضر مغازه‌دارها یکی از علل اصلی رشد دست‌فروش‌ها هستند به طوری که مغازه‌دارها برای فروش جنس‌هایشان از دست‌فروش‌ها کمک می‌گیرند. به عنوان مثال برای اینکه جنس‌هایی که در انبار مانده را بفروشند، چند متر بالا و پایین‌تر از مغازه‌ کارگر می‌گذارند تا آن جنس را برای‌شان دست‌فروشی کند. همچنین فشارهای مالیاتی باعث شده که کارگاه‌های تولیدی قادر به ادامه حیات نباشند و در این راستا کارفرمایان به تولید کالا در منزل اقدام کرده و سپس اجناس را برای فروش در بازار به دست‌فروشان می‌دهند.
لزوم تشکیل اتحادیه
اصلاح وضعیت کنونی دست‌فروش‌های پایتخت بسیار ضرورت دارد به طوری که باید به دست‌فروش‌ها پروانه کسب و کارت شناسایی داده شود. همچنین در حال حاضر دست‌فروشی تبدیل به یک صنف کسب‌وکار شده به همین منظور باید اتحادیه داشته باشند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

منبع:قانون



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر