بازخوانی خاطرات جنایی:

اخبار پرونده کدخبر: 237647 ارسال پرینت 1125

رکنا: این حوادث نمونه‌هایی است از ده‌ها موردی که اتفاق می‌افتد اما کمتر کسی به آنچه در لابه‌لای این ها وجود دارد توجه می‌کند. هیچکس فکر نمی‌کند که شاید لحظه‌ای بعد خواهد مرد.

به گزارش رکنا، وقتی به شوهرخاله‌اش گفت: بهتر از همه ما می‌دانی که خاله‌ام سال‌های سال زندگی توأم با صفا و آرامش را برای شما مهیا کرده و غم سنگین نداشتن فرزند را فقط به خاطر اینکه  تو از چنین نعمتی بخاطر بیماری محروم بودی تحمل کرده است حالا بیا و از او حمایت کرده و در زمان زندگی خود او را در اموال شریک کن تا خدای ناکرده اگر بلایی سرت آمد او اسیر دست ورثه نشود. شوهرخاله که عصبی به نظر می‌رسید پوزخندی زد و گفت: تو نگران نباش من خودم خاله جانت را کفن می‌کنم و مطمئن باش او زودتر از من می‌میرد و کار به این‌جاها نمی‌کشد. اما چهار ماه بعد شوهرخاله مرد.
وقتی پدر متوجه شد که پسر 17 ساله‌اش بدون اطلاع او سوییچ ماشین را برداشته و کمی پایین‌تر از منزل با مادر و دختری تصادف Crash کرده و موجب مرگ آن ها شده‌است به جای گفتن واقعیت موجبات فرار Escape پسرش را فراهم آورده و ادعا کرد ماشین او توسط فرد دیگری سرقت Stealing شده است ولی با تلاش مأموران واقعیت کشف شد.مدتی بعد پسر 17 ساله مرد در همان خیابان در اثر تصادف فوت کرد. 
بعد از تصادف کامیون با پیکان راننده کامیون که هیکل درشتی داشت داد و فریاد راه انداخت. او اگر چه می‌دانست مقصر است اما سعی می‌کرد راننده پیکان را که پسر هفت ساله‌اش همراه او بود مرعوب کند. راننده کامیون دعوت به آرامش اهالی را که آنجا جمع شده‌اند با نهیبی پاسخ داد، ماشینم بیمه است اگر می‌مردند پول خونشان را می‌دادم. دقایقی بعد افسر پلیس Police در محل حاضر و راننده کامیون را مقصر اعلام می‌کند. همه آماده می‌شوند که به کلانتری محل بروند. راننده کامیون که گوشه‌ای نشسته بود حرکت نمی‌کند. هرچه او را صدا می‌زنند پاسخی نمی‌دهد. او سکته کرده بود.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر