پرونده کدخبر: 290253 ارسال پرینت 18354

رکنا: مرد مشهدی که از نظر مالی شرایط سختی داشت برای گرفتن پول از بیمه عمر اقدام به کشتن همسر و فرزند 11 ماهه اش کرد.

سحرگاه پنج شنبه گذشته درحالی که قاضی Judge ویژه قتل Murder عمد مشهد مشغول رسیدگی به یک پرونده جنایی در شمال شهر بود ناگهان صدای زنگ تلفن همراه رشته سخنان وی را برید و سکوت صبحگاهی در محل حکم فرما شد. یکی از ماموران انتظامی از آن سوی خط به قاضی کاظم میرزایی گفت: «اجساد زن جوان و یک نوزاد در زمینی محصور واقع در منطقه ناظریه مشهد و ابتدای جاده کمربندی سبز کشف شده است.» عقربه های ساعت روی 8 صبح قفل شده بودند که مقام قضایی ادامه تحقیقات درباره پرونده جنایی مذکور را به وقت دیگری موکول کرد و به همراه کارآگاهان اداره جنایی عازم جاده مشهد – چناران شد. 
لحظاتی بعد بی سیم ها به کار افتاد و قاضی ویژه قتل نیز با صدور دستورات تلفنی اوضاع را زیرنظر داشت. درحالی که خودروهای پلیس Police آژیر کشان از رانندگان عبوری می خواستند تا راه را برای عبور نیروهای انتظامی باز بگذارند، مقام قضایی به صورت تلفنی مشغول بررسی موضوع و چگونگی کشف اجساد شد.
مامور انتظامی کلانتری محل عنوان کرد: مردی که اجساد همسر و فرزندش پیدا شده به همراه پسرعمویش در کلانتری حضور دارند و مدعی هستند که زن جوان از 3 روز قبل برای رفتن به خانه پدر شوهرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است.» در این هنگام بود که قاضی میرزایی با طرح چند سوال تلفنی دیگر و در حالی که دستور حفظ صحنه حادثه Incident را صادر می کرد از نیروهای انتظامی خواست 2 مرد مذکور نیز برای پاره‌ای توضیحات در کلانتری حضور داشته باشند! 
قاضی گوشی تلفن را قطع کرد و با این جمله که «این پرونده جنایی هم بسته شد!» تعجب همه را برانگیخت. بازپرس با تجربه شعبه 211 دادسرای عمومی و انقلاب که حیرت را در چهره های سرنشینان خودرو می دید، ادامه داد: این جنایت Crime وحشتناک یک سناریوی از پیش تعریف شده است و تنها یک ساعت کافی است تا قاتل The Murderer مادر و فرزند به جرم Crime خود اقرار کند!
قاضی میرزایی گفت: آنچه درباره چگونگی کشف اجساد بیان می شود، صحت ندارد و یک ماجرای ساختگی است بنابراین فردی که این صحنه ها را در ذهن خود ساخته است، قاتل زن جوان و فرزند خردسالش است.
حدود 20 دقیقه بعد بود که کارآگاهان ورزیده اداره آگاهی و قاضی ویژه قتل عمد وارد زمین بزرگی شدند که دیوارهای بلندی از آجر اطراف آن را محصور کرده بود.جسد زنی که آثار شکستگی جمجمه بر سر وی مشهود بود، خون آلود روی خار و خاشاک قرار داشت. نوع پوشش زن جوان بیانگر آن بود که وی لباس های بیرون از منزل پوشیده اما خون های ریخته شده در محل نشان می داد که جنایت در همین زمین محصور رخ داده است. لحظاتی بعد جسد نوزاد 11 ماهه ای که در آن سوی دیوار افتاده بود، چشم های رهگذران و رانندگان عبوری را اشکباران کرد.
این نوزاد نیز به طرز دلخراشی به قتل رسیده بود ، تحقیقات در اطراف محل کشف اجساد و همچنین بررسی جای جای این زمین بزرگ نشان می‌داد که زن 25 ساله به زور وارد این زمین نشده و فردی که او و پسر کوچکش را به قتل رسانده با وی آشنا بوده است چرا که هیچ اثری از تخریب و یا درگیری در محل دیده نمی شد و تنها قطرات خونی که بالای بخشی از آجرهای دیوار ریخته بود، این پرونده جنایی را وارد مرحله جدیدی می کرد. در این هنگام بود که کارآگاهان اداره جنایی به سرپرستی سرگرد سلطانیان (رئیس دایره قتل) با راهنمایی ها و دستورات مقام قضایی، همسر مقتول را به صحنه کشف اجساد انتقال دادند. قاضی که از فاصله ای چند متری رفتار و حرکات او را با دقت خاصی زیرنظر گرفته بود متوجه شد که مرد 31 ساله درحالی که سعی می کند اضطراب خود را پنهان کند از نگاه کردن به قسمتی از زمین که خون آلود بود هم وحشت دارد.این مرد که مدام اشک هایش را پاک می کرد در پاسخ به سوالات کارآگاهان درباره چگونگی ماجرا گفت: روز سه شنبه گذشته من از منزلم در گلبهار خارج شدم و همسرم نیز قصد داشت به منزل پدرم در مشهد برود. او لوازم پسرم را داخل ساک ریخت و بعد از من به سوی مشهد حرکت کرده بود ولی دیگر از او اطلاعی نداشتم تا این که صبح روز چهارشنبه وقتی فهمیدم که به منزل پدرم نرفته است احتمال آدم ربایی دادم و به همین خاطر شکایتی را در دادسرای گلبهار مطرح کردم و خودم به همراه پسرعمویم در همین مسیر به جست وجو پرداختیم یکی از بستگانمان هم نزد فال بینی در منطقه کوثر مشهد رفته بود که آن فال بین از طریق نگاه کردن در آینه گفته بود همسر و فرزندم را کشته و اجساد آن ها را در بیابان انداخته اند. 
همین موضوع مرا به بیابان های حاشیه جاده گلبهار- مشهد کشاند تا این که اجساد آن ها را به همراه پسر عمویم در زمین چهار دیواری یافتیم و موضوع را به کلانتری اطلاع دادیم! 
این همان جملاتی بود که مامور انتظامی به صورت تلفنی و در مسیر حرکت به سمت ناظریه (محل کشف اجساد) برای قاضی ویژه قتل عمد بازگو کرد بنابراین قاضی میرزایی که به روشنی دریافته بود سخنان این مرد تنها یک سناریوی ساختگی است، دستور بازداشت وی را صادر کرد و بدین ترتیب مرد 31 ساله توسط کارآگاهان به داخل خودروی پلیس هدایت شد و همان جا در حضور مقام قضایی مورد بازجویی های تخصصی قرار گرفت. تنها متهم این پرونده جنایی که می دانست حرف هایش را کسی باور نمی کند و هر بار در پاسخ به سوالات فنی عاجز می ماند، ناگهان فریاد زد! «خودم کشتم!» قاضی و کارآگاهان که منتظر همین جمله بودند او را به آرامش دعوت کردند تا این که لحظاتی بعد لب به اعتراف گشود و گفت: وضعیت مالی ام خوب نبود از حدود 5 ماه قبل خودم و همسرم را بیمه عمر کرده بودم تا این که فکر دریافت پول از بیمه به سرم زد. از حدود 4 روز قبل نقشه می کشیدم که چگونه همسرم را به قتل برسانم و پول بیمه عمر او را بگیرم! وقتی داستان قتل را تکمیل کردم و فهمیدم که با این نقشه کسی به من مشکوک نمی شود مقدمات اجرای قتل همسر و فرزندم را فراهم کردم. صبح روز دهم مرداد ابتدا خودم از منزل بیرون آمدم تا همسایگان ببینند که همسرم به تنهایی از منزل بیرون می رود اما با او در کنار فضای سبز قرار گذاشته بودم به او گفتم من به منزل یکی از دوستانم می روم وقتی زنگ زدم، بیا کنار فضای سبز تا با هم به مشهد برویم. با این نقشه همسر و فرزند 11 ماهه ام را سوار خودروی آردی کردم و به سوی مشهد به راه افتادیم. سلاح شکاری ساچمه زنی را هم با خودم برداشتم چرا که برخی از اوقات به همراه همسرم نشانه زنی می کردیم. آن روز هم عصر بود که آن ها را به داخل زمین بزرگ محصوری بردم که از قبل شناسایی کرده بودم. زیراندازها را انداختم و مشغول تیراندازی شدیم که ناگهان از پشت سر و از فاصله نزدیک به سر همسرم شلیک کردم و او در حالی که فرزندش را در آغوش گرفته بود و رها نمی کرد خون آلود به زمین افتاد. در این لحظه پسر11 ماهه ام را از زیر پیکر غرق به خون همسرم در حالی بیرون کشیدم که گریه می کرد و جغجغه اش در زیر جسد مادرش مانده بود. او را به دیوار آجری کوبیدم و پیکرش را به آن سوی حصار انداختم!! بعد از آن هم اسلحه و گوشی تلفن همراه همسرم را شکستم و در بیابان انداختم. متهم این پرونده هولناک جنایی ادامه داد: لوله اسلحه را نیز که شکسته بودم به داخل منزل متروکه ای در منطقه گلبهار پرت کردم. 
با اعترافات صریح متهم،در حضور مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی، وی به مقر پلیس آگاهی خراسان رضوی انتقال یافت تا بررسی های بیشتری درباره انگیزه ابهام آمیز وی از ارتکاب این جنایت وحشتناک صورت گیرد.به همین خاطر قاضی کاظم میرزایی روز گذشته با صدور دستوراتی برای کشف آلت قتاله از کارآگاهان خواست درباره انگیزه متهم تحقیقات بیشتری انجام دهند چرا که هنوز زوایای تاریکی در این پرونده جنایی به چشم می خورد و انگیزه قتل نیز در هاله ای از ابهام است.
روز گذشته گروه ویژه ای از کارآگاهان اداره جنایی با دستور «سرهنگ کارآگاه حمید رزمخواه» (رئیس پلیس آگاهی) مامور تحقیق در این پرونده و اجرای دستورات قضایی شدند. آنان که به فرماندهی سرهنگ محمدرضا غلامی ثانی (رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی) وارد عملیات پلیسی شده بودند، پس از تجزیه و تحلیل های اطلاعاتی، موفق شدند ساک لوازم کودک را به همراه اسلحه شکسته و دیگر لوازم در بیابان های منطقه وزیرانداز و پتوها را در مکان های مورد ادعای متهم کشف کنند. بررسی های بیشتر درباره این جنایت فجیع روز گذشته در حالی ادامه یافت که هنوز جمله قاضی ویژه قتل عمد قبل از حضور در صحنه کشف اجساد در ذهنم رژه می رفت «این پرونده جنایی هم بسته شد». برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

اخبار اختصاصی حوادث رکنا را از دست ندهید:

اقدام هولناک استاد و کارمند دانشگاه با یک آرایشگر + عکس

جسد رها شده یک زن با سر بریده در مشهد / کسی او را می شناسد؟

اعتراف به ارتباط با زنی با سانتافه مشکی! + عکس

90 روز در تعقیب زن آدمکش در آمل+ عکس

محاکمه 2 پسر به خاطر آزار زن جوان در باغ سیب + عکس

سمیرا را هنگامی که زنم نبود به خانه می بردم / هنگام قلیان کشی با او بودم که زنم وارد خانه شد و ...

ماجرای هولناک پیدا شدن 4 جسد در ارتفاعات شهرستان شفت / 2 زن ناشناس هستند + عکس

محل جرم پس از قتل عام خانوادگی در بلوار تعاون تهران / همسایه ها چه گفتند؟ + عکس زن نگون بخت

کار اجباری و نظافتی در شهر تهران مجازات پسر آزارگر / دختر دانشجو شاکی او بود

۵ کشته و ۱۲ مجروح حاصل درگیری فامیلی در الیگودرز

وقتی موتورسوار لحظه مرگ خود را به چشم دید! + فیلم

 



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • ناشناس 7 0

    اون بچه چقدر شانس داشته که پدرش تو بودی . خدا ازت نگذره چطور دلت اومد بچه رو بکشی ؟ امیدوارم اعدامت کنند و پول بیمه ی عمر رو باهات خاک کنن .

  • کاوه 6 0

    آدم می ماند چه بگوید آیا اینها خود شیطان هستند یا فرزندان شیطان ؟

  • جيش المختار 6 0

    بر فرض هم كه مي گرفتي خاك برسرت اون دنيا جواب چي داري بدي تو انسان نيستي يك خوك وحشي هستي كه فقط به فكر كثافت كاري خودتي !

  • ناشناس 4 0

    لعنت الله علیه

  • ناشناس 3 0

    لعنت بر تو کثافت همچین انسان کثافتی جاش در اجتماع نیست زود این لجن حذف کنید تا اون دنیا همسر و فرزندشو ببینه و اونجا هم به درک واصل بشه

  • فاطیما 1 0

    ای اشغال لکه ننگ حیف اسم پدر و همسر که تو یدک می کشی

  • ناشناس 0 0

    من هم از این فاجعه شوکه شدم.با این توضیح که من هم بازی دوران بچگی حسین (قاتل ) بودم تا سیزده سالگی اوقات زیادی رو با هم گذروندیم.ما حتی توی یک مدرسه درس میخوندیم..البته بعد همین سالها خانواده حسین به جای دیگری نقل مکان کردند و ما همدیگه رو جز دوبار اونم تصادفی ندیدیم.شگفتا که بهتون بگم حسین شاگردی ممتاز بود و ازلحاظ اخلاقی فوقالعاده با اخلاق و مودب بود.خانواده ای داشت به شدت ابرودار و مودب و بدون ایراد.من از موقعی که خبر رو شنیدم واقعا گیج و منگم.هر چی دارم لابلای خاطرات بچگیم میگردم که یک رد و سزنخی از خشونت یا رفتار بدی از اون بگردم و همون رو سراغاز تبدیل شدنش رو به این بزه کار و هیولا بکنم به والله پیدا نکردم.بخدا گیج شدم.هر چی فیلسوف توی دنیا هست باید جمع بشن و این فاجعه رو روانکاوی کنن.بخدا این مشکل رو نباید سزیع فقط حذف کرد.باید ریشه یابی کرد و و روی بچه ها اجرا کرد.خدایا مبادا این اتفاق دوباره تکرار شه.از نظر من فرشته ای هیولا شده

  • Zahra 0 0

    قلبم داره از جاش کنده میشه.بچه منم 11ماهشه.الان که این عکسو دیدم سرم از بس داغ شده مخاد منفجر بشه.گریه امونم نمیده..چی بگم به اون حیوون که با بچش اینکارو کرده...بخدا حیوونم با بچش اینکارو نمیکنه..خدایا این چه موجودی بوده یا علی..ما کجا داریم زندگی میکنیم..چقدر کثافته این دنیا.دارم دق میکنم.همش عکس این بچه حلو چشامه..اون لحظه واقعا حالش عادی بوده اینکارو تونسته بکنه؟!؟خداشاهده ادم پست هم دلش نمیاد با بچه دشمنش هم اینکارو بکنه..چطور تونستی؟!؟!؟؟؟چطور؟!؟!نمیتونم هضم کنم این قضیه رو..

  • مهدی 1 1

    فقر و گرانی و بیکاری و تورم حاصل از فاصله طبقاتی در حامعه بیداد می کند و گرسنه ایمان ندارد . و این فرمایش حضرت علی ( ع ) است که چون فقر از یک در داخل بیاید ایمان از در دیگر خارج می شود . و هیچ گرسنه و فقیری نیست مگر آنکه که حق او را توان گر ظالمی خورده باشد .

  • ناشناس 0 0

    منو خانمم از موقع شنیدن این خبر ناگوار هنوز که هنوزه فقط از خودمون سوال میکنیم چطور ممکنه حسین این کارو با زنو بچه اش بکنه یک داعشی این کارو نمیکنه اگر هم انجام بده رو سر زنو وبچش نمیکنه.حسین الگوبود همیشه خندون باادب نمازخوان عاشق زندگی وزن و بچه بود تازه گرم میکرد شروع به صحبت فقط نصیحت زندگی دوروزه ارزش هیچی رونداره خوش باشین فقط برین بگردین قصه مال دنیا رو نخورین هرچی هست همون روز خرج کن به قول معروف حالشوببر به فکر فردا هم نمیخاد باشی خدا بزرگه میروسونه وواقعا هم انجام میدادوحتی نمیزاشت یک لحظه خانمش ناراحت بشه هیچ بی احترامی هم نمیکردوخنده رولباش بود....چطور میشه بک دفعه 360درجه ادم برگرده از این رو به اون رو بشه وهمه چی رو خراب کنه اونم به این فجاعت .؟؟؟فقط خواهش میکنم این موضوع رو باید مو شکافی کنن که تو مخ این بشر چی میگذشته تا سوال همه بی جواب نمونه تا خدایی نکرده کسی دیگه جرات به این کارای هیچ وپوچ که اخرش خونه خرابی چند خانواده که مخصوصا پدر ومادرزنش وهمچنین خانواده خودش رو داغ دار کرده وتا اخر عمر با قلب سشکسته اونا مواجه نشن خیلی سخته فقط خداصبر وشکیبایی بده!!!

  • ناشناس 0 0

    کسی به خاطر بیمه عمر همسروفرزند نمیکشه موضوع چیزدیگری است