رکنا: دختر و پسر جوان یک زن که به خاطر ناتوانی در پرداخت تفاضل دیه مادرشان نتوانسته بودند قاتل را قصاص کنند امروز در دادگاه حاضر شدند و از هیات قضایی خواستند تا برادرشان در زندان بماند تا بپوسد.

با گذشت 8سال از قتل مادر و بلاتکلیفی پسر در زندان وی درخواست تعیین تکلیف را مطرح کرد.

به گزارش خبرنگار ما، چهاردهم مرداد 87 جنازه یک زن که داخل فرش پیچیده شده بود در حوالی پونک پیدا شد. شواهد نشان می داد این زن در جای دیگری با ضربه های چاقو کشته وجنازه در تاریکی شب در خیابان رها شده است.

تلاش برای افشای مشخصات جنازه ناشناس آغاز شده بود که یک زن جوان به پلیس آگاهی رفت و از ناپدیدی شدن مادر 60 ساله اش به نام مهین خبر داد. نشانی هایی که این زن از مادرش به پلیس داد با نشانی های جسد ناشناس مطابقت داشت تا اینکه زن جوان به سردخانه پزشکی قانونی رفت و جنازه مادرش را شناسایی کرد.

پلیس در نخستین گام از تحقیقات به پرس و جو از فرزندان قربانی پرداخت و به پسر 28ساله مهین به نام سامان مشکوک شد. سامان در بازجویی ها به قتل مادرش اعتراف کرد و گفت: مادرم را کشتم چون از دعواهای همیشگی او و پدرم خسته شده بودم.

سامان پای میز محاکمه ایستاد و به درخواست خواهر و برادرش به قصاص محکوم شد و این حکم در دیوان عالی کشور تایید شده و به مرحله اجرا رسیده بود اما اولیای دم نتوانستند تفاضل دیه را بپردازند.

به این ترتیب اجرای حکم متوقف و سامان با گذشت 8سال از این ماجرا در زندان بلاتکلیف ماند.

با تصویب قانون مجازات اسلامی جدید این متهم طی نامه ای از قضات دادگاه درخواست تعیین تکلیف را مطرح کرد و دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی اصغرعبداللهی و با حضور دوقاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد. در این جلسه سامان پشت تریبون دفاع ایستاد و گفت: پدر و مادرم 30 سال با هم اختلاف داشتد و من و خواهر و برادرم مدام شاهد این درگیری ها بودیم. حتی مادرم به مدت شش ماه خانه را ترک کرد اما باز هم بی فایده بود. دیگر تحمل دعواهای پدر و مادرم را نداشتم به همین خاطر در غیاب پدرم با مادرم درگیر شدم و او را با ضربه های کارد آشپزخانه کشتم. من جنازه را بین فرش پیچیدم و با ماشینم به یکی از خیابان های پونک منتقل کردم . حالا مدت 8سال است که در زندانم و تقاضای بخشش دارم.

سپس خواهر متهم در جایگاه اولیای دم ایستاد و گفت:برادرم دروغ می گوید پدر و مادرم مدام با هم درگیر بودند. سامان پسر پرخاشگری بود و سالها پیش نیز مادرمان را با چاقو زده و به زندان افتاده بود.من و برادرم توان پرداخت تفاضل دیه برای اجرای حکم قصاص را نداریم اما از قضات دادگاه می خواهیم تا برادرمان در زندان بماند.

در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر