رکنا: مخالفت خانواده پسر جوانی برای ازدواج با دختر مورد علاقه اش تا جایی پیش رفت که آنان را ناچار کرد از پای سفره عقد بلند شوند. عروس برای جلب رضایت خانواده همسرش به پایین آوردن مهریه اش رضایت داد و برای بار دوم پای سفره عقدنشست.

دختر و پسر جوان با هزار امید و آرزو برای برقراری مراسم عقد و اجرای صیغه پیوند پای در دفترخانه گذاشتند.

دختر جوان در لباس سفید شادمان به نظر می رسید ولی چهره پسر جوان به عنوان داماد پر از ترس و دلهره بود. داماد که احساس می کرد وضعیت به آرامی به پیش نرود، خود را به بیات، سردفتر ازدواج نزدیک کرد و گفت: راستش خانواده من با این ازدواج موافق نیستند و من از اینکه آنها با حرف یا گفته ای باعث نارضایتی همسرم در همین لحظه اول زندگی بشوند، واهمه دارم. بیات به داماد جوان گفت، به هیچ وجه نگران نباشد، او تمام تلاش و سعی خود را برای ایجاد آرامش در زمان عقد خواهد کرد.

پس از آنکه عروس و داماد در کنار سفره عقد نشستند تا مراسم ازدواج شان برگزار شود، در یک لحظه پدر و مادر داماد جلو آمده و با ناراحتی گفتند: این دختر مورد تایید ما نیست. ما به هیچ عنوان حاضر نیستیم این پیوند برقرار شود و شما هم نباید صیغه عقد را بخوانید. داماد که از گفته های صریح و بی پرده مادرش یکه خورده بود، هرچه تلاش کرد آنان را آرام کند به نتیجه نرسید و ناچار وقتی عروس، گریان و غمگین همراه خانواده اش سفره عقد را ترک کرد از دفترخانه بیرون رفت. چند روز بعد داماد جوان دوباره پای به دفترخانه گذاشت. او می خواست تا قرار دیگری برای عقد دختر جوان در نظر گرفته شود. ـ بعد از اینکه مراسم به هم خورد و دختر مورد علاقه ام خانواده اش از اینجا رفتند به خانه رفته و با والدینم صحبت کردم. به آنها گفتم که به جز این دختر با هیچ دختر دیگری ازدواج نمی کنم و متوجه شدم علت مخالفت های آنان میزان مهریه همسرم بوده است. وی ادامه داد: مهریه همسرم 750 سکه بهار آزادی بود ولی خانواده من اعتقاد داشتند این میزان مهریه زیاد است. عروس و داماد جوان برای بار دوم کنار سفره عقد نشستند و عروس با 14 سکه بهار آزادی به عقد داماد جوان درآمد.

پس از پایان عقد، بیات در حالی که آرزوی خوشبختی و سعادت برای آنان می کرد از گذشت و صبوری عروس تشکر کرده و از داماد جوان خواست مشکلات را حل کند و به هیچ عنوان اجازه ندهد که دخالت های دیگران باعث رنجش شان شود.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر