اخبار پرونده کدخبر: 1077 ارسال پرینت 3

رکنا: دختر دانش‌آموز که از سوی 2 ابلیس گروگان گرفته شده بود، توانست از اسارتگاه فرار کند.

حجم ویدیو: 1.13M | مدت زمان ویدیو: 00:00:00

رباینده اصلی این دختر دانش آموز مردی شیشه‌ای است که پس از بازداشت و چرت زدن مداوم هنگام بازپرسی، بدلیل افت فشار روانه بیمارستان شد.

24 دی‌ماه امسال دختر 17 ساله‌ای به نام «سمیرا» با مراجعه به کلانتری 108 نواب راز فرارش از مخفیگاه شیطانی را فاش کرد. همین کافی بود تا تیمی از مأموران پلیس آگاهی تهران برای ردیابی عاملان این سناریوی سیاه وارد عمل شوند.

کارآگاهان در این مرحله به دستور بازپرس مدیر‌روستا از شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران برای تحقیقات ابتدایی به سراغ دختر جوان رفتند. سمیرا که هنوز گریان و وحشت‌زده بود، به مأموران گفت: ساعت 3 ظهر 23 دی‌ماه بود که از مدرسه تعطیل شدم و در مسیر خانه بودم که خودروی 206 سفید‌رنگی در منطقه حبیب‌اللهی به سمتم آمدم و 2 جوان شروع به حرف زدن با من کردند، آنها قصد مزاحمت داشتند که ازشان خواستم به مسیرشان ادامه بدهند و مزاحمم نشوند. وی افزود: 2 مرد دست‌بردار نبودند تا اینکه یکی از آنها از خودرو پیاده شد و با تهدید چاقو مرا سوار خودرو کرد، هر چه التماس کردم دست از سرم بردارند و گریه کردم، آنها اعتنایی نکرده و من هم از ترس چاقو نتوانستم داد و فریاد کنم تا اینکه آن دو مرد مرا به خانه‌ای در همان نزدیکی بردند.

وی افزود: هردو جوان چاقو داشتند و مرا تهدید می‌کردند. هر کاری کردم مقاومتی نشان دهم، نشد و آنها مرا به زور داخل خانه بردند. داخل خانه باز التماس کردم، اما گوششان بدهکار نبود تا اینکه یکی از آنها که مرد چاقی به نام «حامد» بود، با تهدید چاقو و زدن سیلی به صورتم مجبورم کرد تا تسلیم نیت شومش شوم، ولی جوان دیگری که «اکبر» نام دارد، کاری با من نداشت و سرگرم کارهای خودش بود. سمیرا ادامه داد: تا ساعت 11 فردای آن روز در این خانه زندانی شده بودم تا اینکه حامد از اکبر خواست برایش شیشه تهیه کند، به همین دلیل وی از خانه خارج شد و حامد در را قفل کرد و کلید را برداشت و روی مبل دراز کشید.

دنبال فرصت بودم تا راهی برای فرار پیدا کنم که حامد روی مبل خوابش برد، به آشپزخانه رفتم و با برداشتن پیچ‌گوشتی اقدام به باز کردن پیچ‌های قفل کردم که در این لحظه حامد متوجه فرار من شد، اما به دلیل چاق بودنش به سختی و کندی حرکت می‌کرد که توانستم از این فرصت استفاده کنم و از ساختمان فرار کنم.

با بازگویی این سرگذشت هولناک، بازپرس جنایی به تیمی از مأموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران دستور داد تا برای دستگیری عامل این تراژدی سیاه وارد عمل شوند.

کارآگاهان با راهنمایی‌های سمیرا خیلی زود توانستند مخفیگاه حامد را در غرب پایتخت ردزنی کنند و روز 5 بهمن‌ماه در عملیاتی غافلگیرانه وی را که سرگرم کشیدن شیشه بود، دستگیر کنند.

مرد شیطان‌صفت که باور نداشت دختر دانش‌آموز راز سیاهش را برملا کرده باشد، زمانی که پیش روی بازپرس مدیر‌روستا قرار گرفت، قدرت حرف زدن نداشت و خیلی زود به خواب می‌رفت و در همان خواب و بیداری گفت که همدستش، کارگر تعمیرگاهش است.

حامد پس از هر اعتراف کوتاه به خواب می‌رفت و سرباز همراهش باید وی را بیدار می‌کرد تا به سوالات بازپرس پاسخ دهد. وی در این مرحله ادعا کرد که هیچ ارتباطی با دختر جوان نداشته و حرف‌های طعمه‌اش را یک سناریوی ساختگی می‌داند.

این ابلیس شیشه‌ای که به دلیل نکشیدن شیشه روی صندلی چرت می‌زد، با دستور بازپرس جنایی به بازداشتگاه پلیس آگاهی انتقال یافت تا پس از بهبود حالش برای افشاگری در اختیار مأموران پلیس آگاهی قرار گیرد.

بنابر این گزارش، حامد پس از جلسه بازجویی به دلیل افت فشار ابتدا به بیمارستان انتقال یافته و تیمی از مأموران نیز برای دستگیری همدستش وارد عمل شد.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • نیما 0 0

    اعدامشان کنید این کثافتها را