اخبار پرونده کدخبر: 11157 ارسال پرینت 36

رکنا: دختر جوان که جایی برای زندگی نداشت پس از چند روز سرگردانی در پایتخت به دادسرای ناحیه 34 رفت و خود را تحت عنوان جیب بر حرفه ای تسلیم ماموران کرد.

حجم ویدیو: 1.36M | مدت زمان ویدیو: 00:00:00

آتوسا 31 ساله که تا به امروز 30 باربه اتهامات مختلف به زندان افتاده است وقتی پیش روی ماموران قرار گرفت با توجه به سابقه درخشانش در دنیای تبهکاری از سوی بازپرس مرشدلو از شعبه هفتم دادسرای سرقت تحقیق قرار گرفت.

دختر جوان در اعترافاتش گفت: چندی پیش با پوشش پسرانه به تهران آمدم و در محل های شلوغ جیب بری و گاهی اوقات نیز با پوشش زنانه اقدام به جیب بری می کردم.

چون خسته شده بودم و جایی برای خوابیدن و زندگی نداشتم تصمیم گرفتم خودم را تسلیم پلیس کنم تا شاید بتوانم زندگی جدیدی را برای خودم برنامه ریزی کنم.

بدین ترتیب تحقیقات پلیسی به دستور بازپرس مرشدلو از سوی ماموران پلیس آگاهی تهران صورت گرفت و چندتن از طعمه های این دختر جوان شناسایی شدند.

آتوسا که قوی هیکل و قد بلند و صدای مردانه ای دارد ادعا می کند خیلی راحت با پوشش مردانه در پارک ها زندگی می کرد و با تهیه حشیش زندگی خودش را می گذراند ولی این بار تصمیم دارد از دنیای تبهکاری خداحافظی کند.

ازدواج کردی؟

نه، اصلا به ازدواج فکر نکردم

اعتیاد داری؟

فقط گاهی اوقات حشیش می کشم و اصلا مواد نکشیده ام

اهل کجایی؟

با خانواده ام در شهر همدان زندگی می کردم ولی چون با آنها اختلاف داشتم به تهران آمدم بیشتر در زندان بودم.

چرا با خانواده ات مشکل داشتی؟

13 ساله بودم که به خاطر بیماری اعصاب همیشه با خانواده ام درگیر بودم به همین خاطر از همان زمان با پوشش پسرانه به تهران آمدم و وارد دنیای تبهکاری شدم.

سابقه داری؟

تا دلت بخواد، 30 سابقه زندان دارم، شرارت، مواد، درگیری با مامور پلیس ،سرقت و جیب بری بارها به زندان رفتم.

از زندان خسته نشدی؟

چیکار کنم جایی ندارم بروم

چرا خودت را تسلیم پلیس کردی؟

از آوارگی خسته شده بودم و زندان در این هوای سرد بهترین محل برای من بود.

در زندان چه کار می کنی؟

مسئول انتظامات هستم یک جورایی بزرگ زندانم.

تا کی می خواهی به این زندگی ادامه بدهی؟

این آخرین بار بود که به زندان آمدم و تصمیم دارم از دنیای تبهکاری خداحافظی کنم و در کنار خانواده ام زندگی کنم.

چرا تا به حال به این نتیجه نرسیدی؟

چون الان سنم زیاد شده وعقلم شروع به کار کرده است.

چند بار جیب بری کردی؟

راستش من اصلا جیب بری نکردم و فقط برای فرار از آوارگی این ادعا را کردم.

چاقو هم همرات بوده؟

برای دفاع از خودم همیشه چاقو همراهم بود.

ولی چند تن تو را شناسایی کردند و پذیرفتی؟

خوب فقط شاکی های پرونده ام اصرار دارند که من دزد هستم عصبی شدم و گفتم من دزدی کردم تا دست از سرم بردارند.

خواهر و برادر داری؟

بله، یک خواهر و برادر مهندس دارم و برادر کوچکترم نیز دانشجو است و من هم که در خدمت شما هستم این وضع حال و روزم است.

درس خواندی؟

دیپلم گرفتم و دیگر ادامه تحصیل ندادم.

حرف آخر؟

دوست داشتی بیا زندان تا همه زندگی ام را برایت بگویم ولی این را بدونید که هیچ چیز بهتر از زندگی در کنار خانواده نیست و قول می دهم که دیگر به دنیای تبهکاری برنگردم.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر