اخبار پرونده کدخبر: 11226 ارسال پرینت 17

رکنا: مردی که در دوئل خیابانی از مرگ گریخته، می گوید وقتی جنایت رخ داد او چاقویی نداشته و با دست و پاهای خونین روی زمین افتاده بود.

3 ظهر یکشنبه 18 بهمن ماه سال جاری ماموران کلانتری 161 ابوذر در جریان درگیری مرگبار 2 جوان در پارکی در منطقه فلاح قرار گرفتند. مأموران در صحنه دعوا با 2 جوان که در پارک روی زمین افتاده بودند روبرو شدند و خیلی زود هر دو جوان را به بیمارستان ضیائیان انتقال دادند.

یکی از زخمی‌ها که ابراهیم 35 ساله بود، قبل از رسیدن به بیمارستان به کام مرگ فرو رفت. همین کافی بود تا بازپرس سعید احمد بیگی و تیمی از ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران برای افشای راز این درگیری مرگبار به صحنه جنایت و بیمارستان بروند.

کارآگاهان در گام نخست تحقیقات پی بردند که ابراهیم و رضا که بچه محل هستند ساعت 3 ظهر با هم درگیر شده و در حالی که رضا روی زمین افتاده بود و با ضربات پا قصد داشته خود را از اسارت ابراهیم بیرون بکشد ضربه چاقویی به سینه ابراهیم وارد شده که مرگ وی را رقم زده است.

ماموران در گام بعدی در بیمارستان ضیاییان به سراغ رضا رفتند که تحت درمان بود. وی ادعا کرد که در دعوا چاقو نداشته و نمی‌داند چطور ابراهیم به قتل رسیده است.

تحقیقات میدانی ماموران در محل جنایت از شاهدان نشان از آن داشت که ابراهیم با 2 چاقو که در دست داشته ضرباتی به رضا زده که روی زمین افتاده و قصد داشته با ضربات پا به ابراهیم، از ضربات چاقو به سینه‌اش جلوگیری کند که یکی از چاقوها از دستش رها شده و رضا در این زمان با چاقوی مقتول ضربه‌ای به سینه وی زده است.

صبح سه شنبه 20 بهمن ماه جاری رضا در حالی که دست و پاهایش باند پیچی شده بود لنگان لنگان پای در شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گذاشت و از ماجرای روز جنایت گفت.

رضا که 25 سال دارد گفت: ساعت یک ظهر بود که به خاطر بی پولی مجبور به فروش حلقه عروسی‌ام شدم و به همین دلیل به منطقه امام‌زاده حسن رفتم که مغازه طلافروشی بسته بود وقتی به محل برگشتم آرایشگر و سوپرمارکتی محل ادعا کردند که ابراهیم دنبال من می‌گردد و خواستند در محل نباشم.

در مسیر خانه بودم که ناگهان ابراهیم از جلوی کامیونی که در کنار پارک توقف کرده بود بیرون آمد و در حالیکه دستانش در جیبش بود گفت که آقا رضا خیلی وقت منتظرت بودم که در این لحظه چاقویی از جیبش بیرون کشید و به سمتم حمله کرد.

وی ادامه داد: ابراهیم چند ضربه با چاقو به سمتم رها کرد که با دست چپم توانستم در برابر ضربات به سمت صورتم دفاع کنم و در حالی که خون زیادی از دستم می رفت عقب عقب به سمت داخل پارک رفتم که از پشت روی شمشادها افتادم.

ابراهیم با عصبانیت می‌گفت که می‌خواهد مرا بکشد و من که روی زمین افتاده بودم سعی داشتم با ضربات پا به سمت ابراهیم از ضربات چاقویش فرار کنم که او از چپ و راست با دو چاقویی که در دست داشت ضرباتی به پایم زد که بعد از لحظاتی گفت سوختم و از من فاصله گرفت.

این متهم جوان گفت: نمی‌دانم چه شد و شاید در زمان دفاع از خودم چاقو به سینه‌اش خورده وگرنه من نه چاقویی داشتم و نه ضربه‌ای به او زدم.

رضا گفت: ابراهیم شرور و شیشه‌ای بود و حتی از برادرانش شنیده بودم که ماجرای خودکشی پدرش دروغ بوده و ابراهیم پدرش را حلق آویز کرده و نمی‌دانم چرا روز حادثه فاز کشتن مرا گرفته بود.

رضا درباره درگیری قدیمی با برادر مقتول گفت: مرداد ماه امسال بود که به جشن عروسی دوستم رفته بودم و پس از شام، سر میز تنها بودم که از پشت احساس کردم کسی روی شانه‌ام زد وقتی برگشتم دیدم سعید که در حالت عادی نبود و تلوتلو می‌خورد با چاقو مرا هدف قرار داد و تا آمدم به خودم بیایم ضربات بعدی را به من زد و فرار کرد.

وی افزود: سعید مدتی به خاطر شکایتم، از من فراری بود اما دلم برایش سوخت و رضایتم را اعلام کردم اما بعد از چند روز شنیدم که سعید و برادرانش زمانی‌که من در بیمارستان بودم به خاطر زخمی کردنم جشن گرفتند که همین باعث شد پیگیر پرونده‌ام شوم که هم سعید به زندان برود هم دیه 50 میلیون تومانی‌ام را بگیرم که سعید به اتریش فرار کرد.

قاتل جوان درباره اسیدپاشی روی خودروی بچه محل‌شان نیز گفت: پس از فرار سعید برادر بزرگترش امید به سراغم آمد و طرح دوستی ریخت و حدود 10 روز سوار بر موتورش در محل پرسه می‌زدیم تا اینکه متوجه شدم آنها قصد دارند نقشه‌ای را به اجرا برسانند و آن را به گردن من بیندازند و پس از آن دیگر رابطه‌ام را با آنها قطع کردم.

رضا گفت: پس از ماجرای اسیدپاشی روی خودروی یکی از بچه محل‌ها، حمید به سراغم آمد و ادعا کرد که از چند نفر شنیده که من روی خودرویش اسید ریختم که با قسم خوردن او را قانع کردم و بعد از چند روز فیلم زمان اسید پاشی به دستش رسید و مطمئن شد که کار من نبوده است.

رضا در حالی‌که اشک می‌ریخت در پایان جلسه بازجویی گفت: من ابراهیم را نکشتم و از خودم دفاع کردم و نگران همسرم هستم و قرار است بچه‌مان عید به دنیا بیاید.

بنا به این گزارش، رضا پس از اعترافاتش به دستور بازپرس سعید احمد بیگی در اختیار ماموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر