اخبار پرونده کدخبر: 439 ارسال پرینت 3

رکنا: پسر جوان در اعتراف‌نامه‌ای از زندان پرده از یک جنایت خونین برداشت.

پسر جوان که پس از گذشت یک سال از ماجرای قتل خاموشی در غرب پایتخت به جرم سرقت به زندان افتاده بود، با نوشتن اعتراف‌نامه‌ای به دادسرای امورجنایی تهران سکوت تراژدی مرگبارش را شکست.

«رامین» که 20 سال دارد، 30 خرداد‌ماه سال جاری، به خاطر مشارکت در سرقت مسلحانه با چاقو از سوی مأموران پلیس آگاهی تهران دستگیر شد و قاضی مجتمع قضایی قدس وی را به 10 سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کرد.

پسر جوان دوران محکومیتش را در زندان حسن‌آباد در حالی شروع کرد که عذاب وجدان آرامش زندگی‌اش را به هم ریخته بود و تصمیم گرفت برای رسیدن به آرامش پرده از راز جنایتش

بردارد.

عامل جنایت در نامه‌ای که به دادسرای امور جنایی تهران فرستاده است نوشت که سال گذشته برای خرید مواد به غرب تهران رفته بود که با مرد مواد‌فروش درگیر شده و وی را با ضربه چاقو به قتل رسانده است. همین کافی بود تا رامین روز گذشته از زندان حسن‌آباد به دادسرای جنایی انتقال داده شود و وی زمانی که پیش روی بازپرس مدیر‌روستا در شعبه ششم دادسرای ناحیه 27 تهران قرار گرفت، لب به اعتراف گشود. رامین گفت: ساعت 8 شب 25 دی‌ماه سال گذشته برای رفتن به خانه دوستم «احمد» خودروی پرایدی را در منطقه صادقیه سرقت کردم و سوار آن به فرحزاد رفته و زمانی که وارد خانه دوستم شدم احمد که شرایط سختی داشت از من خواست برایش مواد بخرم.

وی افزود: احمد تریاک و شیشه می‌کشید و شب حادثه به خاطر نداشتن مواد درد زیادی را تحمل می‌کرد، به همین خاطر تصمیم گرفتم تا کمکش کنم و چون جایی را در منطقه فرحزاد سراغ نداشتم تا مواد بخرم سوار همان پراید به پاتوق مرد افیونی که از قدیم او را می‌شناختم، رفتم.

ساعت 10 شب بود که به زیر پل محمدعلی جناح رسیدم و توانستم «عزیز» را که موادفروش حرفه‌ای بود، پیدا کنم و از او خواستم برایم مواد تهیه کند.

پول زیادی به همراه داشتم و زمانی که خواستم پول مواد را بدهم عزیز از این موضوع مطلع شد و خیلی زود چاقویش را زیر گلویم گذاشت و خواست پول‌ها را در اختیارش قرار دهم.

رامین ادامه داد: شوکه شده بودم و در یک لحظه چاقویم را از جیبم بیرون آوردم و ضربه‌ای به گردن عزیز زدم که همین ضربه کافی بود تا وی روی زمین بیفتد.

وقتی متوجه مرگ مرد مواد‌فروش شدم جسدش را روی صندلی عقب پراید گذاشته و به سمت جاده ساوه رفتم.

خون همه جای خودرو را گرفته بود و احتمال دادم کسی از این موضوع با‌خبر شود، به همین خاطر در کنار بزرگراه توقف کردم و جسد را داخل صندوق‌عقب پراید گذاشتم و به سمت اسدآباد حرکت کردم.

باید برای پنهان ماندن این جنایت جسد عزیز را ناپدید می‌کردم که در مسیری خلوت و تاریک جسد عزیز را داخل دره انداخته و سوار خودرو به خانه پدری‌ام در کرمانشاه رفتم.

وی گفت: مدتی در آنجا پنهان شدم تا شرایط آرام شود و پس از مدتی به تهران بازگشتم و چون کاری نداشتم دوباره دست به دزدی زدم و آخرین روزهای خرداد‌ماه بود که دستگیر شدم.

در این مدت عذاب وجدان داشتم و یک شب آرام در زندگی‌ام وجود نداشت و هر شب خواب زمان جنایت را می‌دیدم و غذا خوردن برایم سخت شده بود تا اینکه تصمیم گرفتم برای رسیدن به آرامش پرده از راز این جنایت بردارم.

رامین در پایان گفت: هنوز محلی که جسد قربانی جنایت را رها کرده‌ام، به خاطر دارم.

بنابر این گزارش، بازپرس مدیر‌روستا از شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران با توجه به ادعاهای زورگیر جوان دستور داد تا از مأموران پلیس آگاهی اسدآباد در رابطه با کشف جسد مردی در آن منطقه استعلام گرفته شود و در صورت پیدا نشدن جسد برای اطمینان از حرف‌های پسر جوان وی با تیمی از مأموران اداره 10 پلیس آگاهی تهران به اسدآباد رفته تا تحقیقات تکمیلی خود را کلید بزنند.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • نگار 0 0

    خاک برسر معتادها