اخبار پرونده کدخبر: 595 ارسال پرینت 3

رکنا: دزدان همه‌فن‌حریف در آخرین پلان تبهکاری‌هایشان در نقش مسافر به کمین رانندگان می‌نشستند.

حجم ویدیو: 7.43M | مدت زمان ویدیو: 00:00:00

کارآگاهان آگاهی شرق استان تهران چندی پیش که در حال بررسی پرونده‌های زورگیری از مردان افغان بودند، مرد جوانی با مراجعه به مأموران از گرفتار شدن در دام دو مسافر زورگیر خبر داد.

این مرد به مأموران گفت: در مسیر ورامین بودم که 2 جوان لاغر‌اندام را دربستی به مقصد منطقه باغ خواص سوار کردم.

وی افزود: هنوز دقایقی از سوار شدن‌شان نگذشته بود که 2 جوان با تهدید، پول و گوشی موبایلم را گرفتند و پس از پیاده شدن در محله‌ای خلوت پا به فرار گذاشتند.

کارآگاهان که از سوی خرازانی، بازپرس شعبه سوم دادسرای ورامین مأمور ردیابی این 2 زورگیر خشن شده بودند، در گام نخست فرضیه سابقه‌دار بودن زورگیران را محتمل دانستند.

تیم پلیسی در این شاخه از تحقیقات آلبوم مجرمان سابقه‌دار را پیش روی مرد جوان قرار دادند. او خیلی زود «سعید» و «تقی» را که از تبهکاران قدیمی هستند، شناسایی کرد.

ادامه تحقیقات، پلیس را در روز 12 دی‌ماه به روستای احمدآباد کوزه‌گران، مخفیگاه 2 زورگیر جوان رساند.این‌دو در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر شدند.

تبهکاران همه‌فن‌حریف

کارآگاهان در تحقیقات فنی از سعید و تقی دریافتند که آنها همان زورگیران مردان افغان هستند که در ابتدای بازجویی‌ها خود را بی‌گناه معرفی می‌کردند. اما آنان وقتی از سوی چند مرد افغان شناسایی شدند، پذیرفتند که در موارد دیگری از جرایم خود دست به زورگیری و دزدیدن گوشی و پول‌های مردان افغان زده‌اند.

2 تبهکار افیونی در ادامه بازجویی‌ها از دستبرد به 12 خانه نیز پرده برداشتند. آنان اعتراف کردند که در ساعات پایانی روز با سرکشی به محله‌های خلوت، خانه‌هایی را به‌طور اتفاقی شناسایی کرده و با ورود به خانه‌ها اقدام به دزدی می‌کردند.

کارآگاهان در گام دیگر تحقیقات نیز پی بردند که سعید و تقی در موارد متعدد از سوپر‌مارکت‌ها مواد غذایی و سیگار گرفته و بدون اینکه پولی بدهند پا به فرار گذاشته‌اند.

زندگی افیونی

سعید که 28 سال دارد، پس از افشای سرقت‌هایش گفت: 4 سال است که به موادمخدر اعتیاد دارم و کار اصلی‌ام گلدان‌سازی یا همان کوزه‌گری است که مدتی است به دلیل سبک شدن بازار کارمان، قدرت تأمین هزینه‌های اعتیادم را نداشتم که به‌اتفاق تقی که تازه به محل کار من آمده بود، تصمیم به دزدی گرفتیم.

وی افزود: ابتدا از مردان افغان دزدی می‌کردیم، اما بعد از مدتی که دیدیم پول زیادی به دست نمی‌آوریم سرقت‌های دیگر را طراحی کردیم.

این مرد افیونی با بیان این‌که روزی 20 هزار تومان هزینه اعتیادش است، ادعا کرد که جز سرقت کار دیگری بلد نیست و مجبور به این کار شده است.

تقی که 36 سال دارد و تا به امروز 8 بار به اتهام‌های مختلف دستگیر شده، می‌گوید فکر نمی‌کرده دوباره دستگیر شود.

این مرد افیونی در اعترافاتش گفت: وقتی از راننده جوان زورگیری کردیم فکر نمی‌کردیم این‌قدر زود دستگیر شویم و تصمیم داشتیم دیگر کاری نکنیم، اما بی‌پولی و اعتیاد مجبورمان کرد که دوباره دزدی کنیم.

وی افزود: در تمام مدت به تنها چیزی که فکر می‌کردم تأمین هزینه اعتیادم بود.

بازپرس خرازانی با توجه به گسترده بودن سرقت‌های این 2 متهم با انتشار عکس متهمان، از کسانی که در دام فریبکاری و سرقت‌های این متهمان گرفتار شده‌اند، خواست به شعبه سوم دادسرای ورامین یا اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.

گفت‌و‌گو با زورگیران افیونی

سعید که 28 سال دارد ادعا می‌کند که به خاطر تأمین هزینه اعتیادش دست به این کار زده است.

چه جرمی داری؟

زورگیری.

چه شیوه و شگردی داشتی؟

ما به خاطر اعتیادمان یک خودرو را به صورت دربستی گرفتیم و پس از آن با تهدید پول و گوشی موبایلش را به سرقت

بردیم.

آسیبی به راننده رساندی؟

نه، بدون هیچ درگیری این کار را کردیم.

سابقه داری؟

بله، به خاطر مواد دستگیر شده‌ام.

چه اعتیادی داری؟

هروئین مصرف می‌کنم.

چند سال است که مواد مصرف می‌کنی؟

حدود 4 سال.

روزی چقدر مصرف می‌کنی؟

هر چقدر که می‌شد، میانگین حساب کنید روزی 20 هزار تومان.

از راه دزدی پول به دست می‌آوردی؟

سر کار هم می‌رفتم ولی چون بازار کار خراب شده است بی‌پول شده بودم.

سر چه کاری می‌رفتی؟

شغل اصلی من گلدان‌سازی یا همان کوزه‌گری است.

8 سابقه دزدی!

*تقی 36 ساله ادعا می‌کند ابتدا قصد داشتند فقط یکبار دزدی کنند ولی برای تأمین پول اعتیادشان به سرقت‌هایشان ادامه داده‌اند.

سابقه داری؟

8 بار به خاطر مواد و سرقت به زندان

رفته‌ام.

چرا دوباره دزدی کردی؟

برای تأمین هزینه اعتیادم.

فکر نمی‌کردی دستگیر شوی؟

نه.

8 بار دستگیر شدی باز فکر نمی‌کردی دستگیر شوی؟

نمی‌دانم، فکر نمی‌کردم.

چرا اعتیادت را ترک نکردی؟

چند بار این کار را کردم اما دوباره وسوسه و دلتنگش شدم.

چطور با سعید آشنا شدی؟

در کار گلدان‌سازی همکار بودیم و با هم مواد می‌کشیدیم.

پیشنهاد دزدی را چه کسی داد؟

خیلی اتفاقی بود، باهم سوار خودروی مرد جوان شدیم و همانجا تصمیم گرفتیم دزدی کنیم و قصد داشتیم دیگر دست به چنین کاری نزنیم.

پس چرا این کار را کردی؟

اعتیاد منطق ندارد. پول می‌خواستیم برای مواد و مجبور شدیم دوباره دزدی کنیم.

حرف آخر

پشیمانم.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • mehdi 0 0

    فیلم هیچ ربطی‌ به متن نداره