اخبار پرونده کدخبر: 979 ارسال پرینت 1

رکنا: وقتی از زندان آزاد شد، در جست‌و‌جوی کار به گره‌های کور خورد و در خواستگاری از دختر مورد علاقه‌اش با دستان خالی روبه‌رو شد. نمی‌خواست دزدی کند، اما چاره‌ای نداشت و باز با همدستی دوستش به سرقت‌های خیابانی دست زد .

اوایل دی‌ماه امسال، تیمی از مأموران کلانتری جنوب پایتخت در حال گشت‌زنی بودند که به رفتارهای مرد جوان و قوی‌هیکلی مشکوک شدند و خیلی آرام خود را به یک‌قدمی وی رساندند.

پسر جوان وقتی مأموران را پیش روی خود دید، شوکه شد و سعی کرد به آرامی از کنار مأموران عبور کند که سرباز جوان خواست وی به سمت آنها بیاید.

مرد جوان که راهی جز نقش‌پردازی نداشت و مسیر فراری پیش رویش نبود، به آرامی به سمت 2 مأمور موتور‌سوار رفت و خود را با نام «احمد» معرفی کرد و در گام بعدی تحقیقات ادعا کرد به سمت خانه‌اش می‌رود.

مأموران که به رفتارهای این جوان قوی‌هیکل مشکوک بودند، در این مرحله با درخواست نیروی کمکی وی را سوار خودروی پلیس کرده و به کلانتری انتقال دادند.

زمانی که احمد پا در کلانتری گذاشت، از سوی افسر نگهبان کلانتری شناسایی و خیلی زود مشخص شد وی «کامیار» یکی از شرورها و دزدان حرفه‌ای است.

بدین ترتیب کامیار هدف بازجویی‌های پلیسی قرار گرفت و هنوز دقایقی نگذشته بود که مرد 45 ساله‌ای با حضور در کلانتری ادعا کرد دقایقی پیش خودرویش از سوی مرد جوانی هدف دستبرد قرار گرفته است.

این مرد به مأموران گفت: در خانه نشسته بودم که صدای آژیر دزدگیر خودروام به صدا در‌آمد. به سرعت خودم را به پشت پنجره رساندم و دیدم جوان قوی‌هیکلی اقدام به شکستن شیشه خودروی 206 سفید‌رنگم کرده است که خیلی زود خودم را جلوی در رساندم، اما دزد جوان با سرقت وسایل داخل خودروام ناپدید شده بود.

مأموران با توجه به ادعاهای این مرد احتمال دادند که سرقت از سوی کامیار صورت گرفته باشد و در این مرحله وی را پیش روی صاحب خودروی 206 قرار دادند که این مرد با چهره‌ای شوکه شده گفت که کامیار همان دزد خودرویش است.

دزد جوان وقتی دید نقشه‌اش فاش شده، راهی جز اعتراف پیش روی خود ندید و به مأموران گفت: پس از سرقت به سرعت وارد خیابان اصلی شدم و هنوز چند قدمی نگذشته بود که متوجه 2 مأمور موتور‌سوار شدم و چون نمی‌خواستم مدرکی برای دستگیری‌ام دست پلیس بیفتد، وسایل سرقتی را زمانی که از کنار شمشادها می‌گذشتم روی زمین انداختم.

وی افزود: زمانی که مأموران دستور ایست دادند، به سمت آنها رفتم و سعی داشتم با نقش‌پردازی و دروغ گفتن از دست مأموران رها شوم که دستگیر شدم و متأسفانه صاحب خودرو نیز به کلانتری آمد و با دیدن من، مجبور به افشاگری شدم.

همین اعترافات کافی بود تا کامیار با دستور بازپرس پرونده در اختیار مأموران پلیس آگاهی تهران قرار گیرد و تحقیقات فنی و پلیسی برای شناسایی دیگر جرائم احتمالی این شرور حرفه‌ای کلید زده شد.

مأموران در گام نخست تحقیقات پرونده‌های سرقت در منطقه جنوب‌شرق پایتخت را که محل زندگی کامیار است، مورد بررسی قرار دادند و خیلی زود طعمه‌های گرفتار شده در زورگیری‌های خشن کامیار شناسایی شدند.

یکی از طعمه‌های این شرور خشن به مأموران گفت: ساعت 2 ظهر بود که این مرد و جوان دیگری سوار موتور به سمت من آمدند و با تهدید چاقو و قمه مرا به دیوار خانه‌ای تکیه داده و با دست چند ضربه به صورتم زدند و سپس در حالی که چاقو روی گردنم بود، جیب‌هایم را خالی کردند و پول و گوشی موبایلم را سرقت کردند و سوار موتورشان پا به فرار گذاشتند.

کامیار در این مرحله وقتی دید دیگر سرقت‌‌هایشان فاش شده، مجبور به اعتراف شد و ابتدا همدستش «حمید» را که بچه‌محل‌شان است، به عنوان همدستش لو داد.

دزد جوان در تحقیقات پلیسی گفت: به خاطر شرور بودن و سابقه‌دار بودنم جایی برای کار کردن نداشتم و حتی وقتی خواستم در بازار دست به کار شوم، هیچکس به من اعتماد نمی‌کرد و این در حالی بود که تصمیم داشتم به خواستگاری دختر مورد علاقه‌ام بروم.

وی افزود: قصد داشتم با پول‌های سرقتی یک مغازه لباسفروشی راه بیندازم و خرجی زندگی‌ام را تأمین کنم که خیلی زود دستگیر شدم.

مأموران در این مرحله سراغ حمید رفته و وی را در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر کردند. حمید ابتدا خود را بی‌گناه معرفی کرد، اما وقتی دید همدست شرورش وی را لو داده، لب به عتراف گشود.

بنابر این گزارش، تجسس‌ها برای شناسایی دیگر جرائم احتمالی این 2 شرور خشن در پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.

تحلیل کارشناس

مهدی رستمی، جامعه‌شناس، در زمینه بازگشت سودمند مجرمان با آزادی از زندان به جامعه گفت: متأسفانه مجرمانی که بعد از سپری کردن دوران محکومیت به دامان جامعه باز‌می‌گردند، نه‌تنها حمایت نمی‌شوند، بلکه به دلیل سابقه زندان نمی‌توانند کاری آبرومندانه به دست آورده و مخارج زندگی‌شان را تهیه کنند.

وی افزود: این مجرمان قدیمی نیاز به زندگی دارند، می‌خواهند کار کنند تا شکم زن و بچه‌هایشان را سیر کرده یا ازدواج کنند و... اما وقتی هیچ حمایتی نمی‌بینند باز به دنیای جرم باز می‌گردند و به همین دلیل شاهد هستیم که بیشتر تبهکاران همان زندانیانی هستند که با تحمل کیفر به امید زندگی سالم آزاد شده‌اند و در تنگنا باز دست به خلاف زده‌اند.

این جرم‌شناس ادامه داد: رها شدن این قشر بدون حمایت در جامعه صدمات اجتماعی و اقتصادی زیادی بر پیکره کشور وارد می‌کند و به نظر می‌رسد باید سازوکاری از سوی سازمان‌های حمایتی تعریف شود تا آنان به زندگی سالم روی آورند .

خبرهای تصادفی

ارسال نظر