اخبار پرونده کدخبر: 11116 ارسال پرینت 13

رکنا:پسر جوان که 9سال پیش به خاطر پرواز کبوتر به پشت بام خانه عمویش دست به جنایت زده بود با پرداخت دیه میلیاردی از قصاص رهایی یافت.

مجید 32ساله 9سال پیش در ظهر یکم بهمن 85 وقتی که 21سال داشت در دعوا با پسر کبوترباز که به پشت بام خانه عمویش در اسلامشهر رفته بود برادر وی را با ضربه های چاقو کشت و گریخت. قاتل که سه سال بعد بازداشت شده بود به قتل اعتراف کرد و به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. وی پای چوبه دار رفته بود که با پرداخت دیه یک میلیارد و صد میلیون تومانی توانست رضایت اولیای دم را جلب کند. به این ترتیب از قصاص رهایی یافت و دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه شد. درجلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمد باقر قربان زاده و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند. وی گفت: با توجه به گذشت اولیای دم از آنجا که جرم مجید منجر به اخلال در نظم عمومی جامعه شده است طبق ماده 612 قانون مجازات برایش تقاضای کیفر دارم. سپس مجید پشت تریبون دفاع ایستاد و در حالی که سرش را پایین انداخته بود ابراز پشیمانی کرد و از قضات خواست تا در مجازات وی ت تخفیف قائل شوند. در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و مجید را به زندان محکوم کرد.

گفت و گوی اختصاصی با قاتل جوان

چقدر درس خوانده ای؟

تا پنجم ابتدایی درس خوانده ام.

چرا ادامه تحصیل ندادی؟
علاقه ای به درس خواندن نداشتم. در یک نمایشگاه اتومبیل معامله ماشین انجام می دادم.

چطور وارد دعوا شدی؟
من در خانه عمویم میهمان بودم که متوجه شدم پسرهمسایه برای گرفتن کبوترش بدون اجازه به پشت بام خانه عمویم رفته است. وقتی عمویم با پسر کبوتر باز درگیر شد پدر و برادرهایش مقابل خانه عمویم امدند و دعوا شروع شد. من هم به هواخواهی از عمو و پسرعمویم وارد دعوا شدم.

چرا چاقو کشیدی؟

انها چند نفر بودند که با چوب مقابل خانه عمویم آمدند. من هم از ترسم چاقویی را که در جیب داشتم بیرون اوردم تا آنها را بترسانم .اما اصلا قصد قتل نداشتم.

چند ضربه چاقو به مقتول زدی؟

چیز زیادی از ماجرا ی به خاطر ندارم . پسرعمویم هم درآن دعوا چاقو داشت. پزشکی قانونی جای دو بریدگی روی گردن و سینه مقتول را گزارش کرده بود.

پسرعمویت ضربه ای به مقتول نزد؟

او حالا 9سال است که فراری شده و همه تقصیرها گردن من افتاده است .پسرعمویم هم در این دعوا شرکت داشت و به مقتول ضربه زد.

بعد از قتل چه کار کردی؟

من از ترسم فرار کردم. سه سال مخفیانه زندگی می کردم تا اینکه دستگیر شدم.

به کجا فرار کرده بودی؟

بلافاصله بعد از قتل به خانه پدرم رفتم. لباس هایم را با مقداری پول جمع کردم و به شمال رفتم. من در مدت سه سال در چند ویلای اجازه ای زندگی مخفیانه داشتم و مدام کابوس می دیدم.

با هویت جعلی زندگی می کردی که در این مدت شناسایی نشدی؟

دوستانم از یک جاعل خواستند تا برایم کارت شناسایی جعل کند. او هم کارت عضویت در تیم ملی جودو را برایم جعل کرد. با ان کارت در شمال ویلا اجاره می کردم.

چطور بازداشت شدی؟

بعد از سه سال فکر می کردم آبها از آسیاب افتاده به همین خاطر برای سر زدن به دوستانم به تهران امده بودم که از طریق گوشی موبایلم ردیابی و در یک قهوه خانه بازداشت شدم.

چه مدت است که در زندانی؟

6سال است که در زندانم.

چطور توانستی رضایت اولیای دم را جلب کنی؟

پدر و مادرم بارها به خانه اولیای دم رفتند و به انها التماس کردند تا مرا ببخشند اما قبول نکردند. تا اینکه پای چوبه دار رفتم.وقتی طناب را دور گردنم انداختند فکر می کردم همه چیز تمام شده اما آنها با دریافت دیه اعلام گذشت کردند.

چطور توانستی مبلغ یک میلیارد و صد میلیون تومان را تهیه کنی؟

پدرم خانه و همه وسایل زندگی اش را فروخت و 300 میلیون تومان هم از دوستان و اشنایان قرض گرفت تا مبلغ دیه را پرداخت.

بعد از آزادی از زندان چه تصمیمی داری؟

پدرم به همه دوستان و اشنایانمان بدهکار است. می خواهم کار کنم تا قرض هایمان را بپردازیم.من از گذشته ام پشیمانم.

خبرهای تصادفی

ارسال نظر