خط ویژه کدخبر: 226662 ارسال پرینت 181

رکنا: عیب بزرگ در من وجود داشت که نتوانستم بر آن ها غلبه کنم و سرانجام همین 2 موضوع زندگی ام را به هم ریخت به طوری که حالا باید 31 سال از عمرم را در زندان بگذرانم و ....

جوان 35 ساله در حالی که عنوان می کرد تنوع طلبی و زیاده خواهی اولین عیب بزرگ من بود که سرآغاز بدبختی هایم شد پس از آن که توسط سروان همتی (افسر پرونده) مورد بازجویی قرار گرفت درباره ماجرای زندگی اش گفت: با این که همسر و 3 فرزند داشتم اما قصد داشتم با زن دیگری ازدواج کنم؛ آن قدر غرور داشتم که وقتی تصمیمی می‌گرفتم هیچ چیز جلو دارم نبود و به حرف کسی توجهی نمی کردم. پدرم وقتی فهمید که قصد ازدواج مجدد دارم خیلی مرا نصیحت کرد که این کار را انجام ندهم ولی من برای حرف پدر بازنشسته ام ارزشی قائل نبودم چرا که احساس می کردم باید زنی زیباتر از همسر خودم داشته باشم. این بود که با زنی در ساری ازدواج کردم اما طولی نکشید که با خانواده همسر دومم دچار اختلاف شدم. من که دوست نداشتم کسی روی حرفم حرفی بزند برای حل این مشکل تصمیم عجیبی گرفتم. آن روز با طرح یک نقشه حساب شده و با همدستی یکی از دوستانم به ساری رفتم. من دست و پای همسرم را بستم و او را به صندوق عقب خودرو انداختم، سپس او را به مشهد آوردم تا زهر چشمی از خانواده اش گرفته باشم ولی با شکایت پدرزنم به جرم آدم ربایی دستگیر و به تحمل 15 سال زندان محکوم شدم. روزهای زندان سخت می گذشت و دوست داشتم هر طور شده آزاد شوم این بود که پدرم را مجبور کردم تا سند چهارصد میلیون تومانی ملکی را که در شمال کشور داشت، به عنوان وثیقه به دادگاه بسپارد و بدین ترتیب من به بهانه بیماری مادرم به مرخصی آمدم اما دیگر به زندان بازنگشتم و دادگاه نیز ملک پدرم را توقیف کرد. از سوی دیگر عاشق اسلحه بودم و از ترساندن دیگران و همچنین ماجراجویی لذت می بردم حتی پدرم را کتک می زدم و با اسلحه هایی که داشتم او را می ترساندم. عشق به اسلحه دومین عیب بزرگ من بود. قصد داشتم یک باند بزرگ سرقت تشکیل بدهم، بارم را ببندم و به خارج از کشور فرار کنم. به همین دلیل یکی از دوستانم را که برادرش تحصیلدار یکی از موسسات مالی بود انتخاب کردم و مدام او را با خودم به رستوران و کافی شاپ می بردم تا این که موضوع سرقت از خودروی حمل پول را با او مطرح کردم. سپس با خرید 2 قبضه کلاشینکف و وینچستر در بیابان های اطراف کمربندی سبز مشهد به تمرین پرداختیم غافل از این که زیر چتر اطلاعاتی کارآگاهان اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی خراسان رضوی قرار گرفته‌ایم. همه اطلاعات درباره زمان حرکت خودروی حمل پول را از طریق برادر دوستم به دست آورده بودیم اما روزی که با موتورسیکلت سر قرار رفتیم تا پول ها را سرقت کنیم ناگهان در محاصره پلیس افتادیم و دستگیر شدیم اکنون که باید 31 سال را در زندان بگذرانم تازه می فهمم که..... برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

اخبار زیر را از دست ندهید:

پسرعمه ام خواست تا بچه اش را سقط کنم / آن روز شوم در اتاقم لباس به تن نداشتم که فرزاد وارد شد

باردار شدن عروس 12 ساله / داماد 40 ساله در بیمارستان دستگیر شد + عکس

لو رفتن عجیب شوهر یک پزشک زن تهرانی / این مرد با زنان و دختران ارتباط شوم داشت

فیلم واقعی از یک انسان نخستین درجنگل / این تصاویر به صورت اتفاقی ثبت شده است+ فیلم و عکس

مهشید از من خواست تا با دوست پسرش طرح دوستی بریزم / دردسر بزرگ شیطنت دو دختر نوجوان

پدر زنم نمی داند همسرش ارتباط های پنهانی و شوم دارد / جرات ندارم با او بگویم مادر زنم یک ابلیس است

 

حضور بازیگر زن ایرانی در جواهر فروشی بازیگر مرد معروف! +عکس

عکس سلفی کیمیایی با یک ببر واقعی + تصاویر

عکس تمام قد از الناز شاکردوست در کنار نوید محمدزاده و کلاه عجیبش! +عکس

 



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر